
آرشیو مطالب
قطار موفقیت دانش آموزان نخبه باخرزی به جایگاه اول کشور رسید
به گزارش روابط عمومی سازمان بسیج علمی، پژوهشی و فناوری کشور، دانش پژوهان نخبه باخرزی در بزرگترین رویداد علمی و پژوهشی دانش آموزی کشور زیر نظر بنیاد ملی نخبگان و نهاد علمی ریاست جمهوری در رشته حمل و نقل پیشرفته (قطار مغناطیسی) موفق به کسب جایگاه اول کشور شدند.
این افتخار که پس از ماه ها تلاش مداوم دانش آموزان نخبه ، راهنمایی اساتید راهنما و حمایت های مادی و معنوی خیرین علم دوست در پژوهش سرای زکریای رازی باخرز محقق شده است، برگ زرینی بر دفتر پرافتخار افتخارات علمی و پژوهشی شهرستان باخرز خواهد بود.
انتهای پیام/
نشست شرکت های دانش بنیان استان قزوین با اتاق بازرگانی تهران و فدراسیون اقتصاد سلامت
به گزارش روابط عمومی سازمان بسیج علمی، پزوهشی و فناوری کشور، نشست شرکتهای دانش بنیان استان قزوین با اتاق بازرگانی تهران و فدراسیون اقتصاد سلامت، با حضور دکتر فاطمه محمدبیگی نایب رئیس کمیسیون بهداشت و درمان و نماینده مردم عزیز قزوین، آبیک و البرز برگزار شد.
در این نشست راهکارهای استفاده بهتر از ظرفیت های تشکل های فدراسیون اقتصاد سلامت اتاق بازرگانی تهران در رشد و بالندگی و شرکت های دانش بنیان استان قزوین مورد بررسی قرار گرفت.
انتهای پیام/
گفتگوی اختصاصی جانشین سازمان بسیج علمی، پژوهشی و فناوری با خبرگزاری دفاع مقدس
دفاعپرس: سازمان بسیج مستضعفین در حوزههای مختلفی فعالیت میکند که بخشی از این فعالیتها در قالب معاونت بسیج علمی، پژوهشی و فناوری دنبال میشود. این معاونت در راستای مأموریت کلی بسیج، چه مأموریتها و وظایفی را بر عهده دارد؟
مأموریتی که سازمان بسیج علمی، پژوهشی و فناوری دنبال میکند، در سه بخش اصلی تعریف شده است؛ نخست، تربیت عالم، دوم، تولید علم و سوم، جهتدهی صحیح به تولید علم. الگوی اجرایی این مأموریت نیز مبتنی بر جنس و ماهیت بسیج و با استفاده از ظرفیتهای مردم دنبال خواهد شد.
در خصوص پیوند علم و دانش با بخش صنعت و استفاده از دستاوردهای علمی نیز باید گفت که وقتی از بسیج صحبت میکنیم، از ظرفیتی به گستردگی همه مردم ایران و حتی مستضعفان جهان سخن میگوییم. بنابراین، همه ارکانی که در حوزه مأموریتی سازمان بسیج علمی قرار دارند، میتوانند در این ظرفیت گسترده نقشآفرینی کنند. به عبارت دیگر، صنعتگر، استاد دانشگاه، دانشجو و دانشآموخته، هر کدام بخشی از این ظرفیت هستند؛ چراکه برخی توانایی تولید مسئله، برخی قابلیت پاسخ به مسائل و برخی نیز امکان پشتیبانی از فرایند حل مسئله را دارند.
بر همین اساس، مجموعههای صنعتی و تولیدکنندگان نیز در سبد حمایتی ما قرار میگیرند؛ چراکه آنها با مسائل و نیازهایی مواجه هستند که دانش باید متناسب با آنها راهکار و پاسخ تولید کند تا در نهایت به ارتقای بهرهوری منجر شود. سازمان بسیج علمی این مأموریت را در قالب مجموعههای مردمپایهای تحت عنوان «هستههای کاشف» دنبال میکند. تلاش ما این است که اگر قرار است مسئلهای شناسایی شود، برای آن پاسخ تولید شود و از فرایند حل مسئله نیز پشتیبانی صورت گیرد، هر سه این مراحل با مشارکت و نقشآفرینی خود مردم انجام شود.
به بیان دیگر، ما بهعنوان یک سازمان متولی، وظیفه ظرفیتسازی در میان مردم برای ایفای این نقش را بر عهده داریم. به همین دلیل، در حوزه احصای مسائل از مجموعههای صنعتی و حاکمیتی نیز تلاش کردهایم هستههای مردمپایه را توسعه دهیم تا این هستهها بتوانند مسائل را شناسایی کرده و در مسیر ارائه راهکار برای آنها نقشآفرینی کنند. این رویکرد در عرصه حل مسئله نیز دنبال میشود. ما به دنبال ایجاد هستههای رشدی ذیل طرحهایی با نام امام صادق(ع) و باقرالعلوم(ع) هستیم تا این هستههای مردمپایه بتوانند در حل مسائل ورود کنند.
در حوزه پشتیبانی نیز سازمان بسیج علمی تلاش دارد از طریق جمعسپاری مالی، منابع مورد نیاز برای حل مسائل را تأمین کند. بنابراین، مدل حل مسئله در سازمان بسیج علمی از مسیر سازماندهی و مشارکت مردم عبور میکند و این رویکرد در حوزه علم و فناوری نیز دنبال میشود.
در همین راستا، تاکنون بیش از یکهزار و ۲۰۰ هسته رشدی در حوزه فنی و مهندسی و نزدیک به ۳۰۰ هسته در حوزه علوم انسانی و اجتماعی مورد بررسی قرار گرفتهاند و اغلب آنها از حمایتهای بلاعوض برخوردار شدهاند.
این اقدامات علاوه بر حمایتهای تسهیلاتی از شرکتهای دانشبنیان است. همچنین در حوزه گفتمانسازی نیز ظرفیت خبرگزاری علم و فناوری ایجاد و مورد حمایت قرار گرفته است تا دستاوردهای حوزه علم و فناوری به شکل مناسب و شایستهای انعکاس پیدا کند.
دفاعپرس: آیا برنامهای برای ایفای نقش بهعنوان حلقه وصل میان بخش علمی و حوزه دفاعی کشور دارید؟
هنر ما باید ایجاد بستر برای شکلگیری، تقویت و پایدار شدن نهادهای مردمی در حوزه فناوری باشد. بهعنوان مثال، مجموعههایی داشتهایم که ظرفیتهای خود را در حوزه علم و فناوری در خدمت توسعه فناوریهای دفاعی قرار داده و ظرفیتهایشان را پای کار آوردهاند. بر همین اساس، سازمان بسیج علمی در حوزه طرحهای مرتبط با ارتقای بنیه دفاعی، تیمهای شناساییشده را به ردههای کارفرما در صنعت دفاعی کشور متصل میکند تا ظرفیتهای علمی و فناورانه آنها در مسیر رفع نیازهای دفاعی کشور به کار گرفته شود.
ما معتقدیم حتی در جنگ سخت نیز، همانند دوران دفاع مقدس، همه اقشار جامعه میتوانند نسبت خود را با عرصه دفاع تعریف کنند. امروز نیز نخبگان، دانشمندان و حتی عموم مردم باید بتوانند نقش خود را در دفاع از کشور ایفا کنند و هر فرد متناسب با توانمندی خود، نسبتش را با این دفاع مقدس کنونی تعریف کند. کسی که توانایی تولید محصولی را دارد که قابلیت بهرهبرداری در صنعت دفاعی کشور دارد، میتواند در این عرصه نقشآفرین باشد؛ فردی که توان پشتیبانی و تأمین مالی دارد نیز میتواند مشارکت کند و حتی کسی که میتواند در سطح محله خود به ارتقای تابآوری کمک کند، بخشی از این فرایند است.
بنابراین، مشارکت در دفاع از کشور صرفاً به یک حوزه یا گروه خاص محدود نمیشود و هر فرد میتواند متناسب با ظرفیت و توانایی خود در این مسیر نقشآفرینی کند.
دفاعپرس: آیا بسیج علمی در دستاوردها و موفقیتهای امروز کشور در حوزه دفاعی و تقویت اقتدار دفاعی جمهوری اسلامی ایران، نقشی داشته است؟ این مجموعه تا چه اندازه توانسته در این مسیر ایفای نقش کند؟
اگر اقتدار دفاعی را صرفاً به ادوات نظامی، تجهیزات جنگی و موضوعاتی از این جنس تقلیل دهیم، بله، ما در این حوزه نقش داشتهایم. به بیان دیگر، مجموعههای مردمی که از قابلیتها و توانمندیهایی برخوردار بودند و میشد این ظرفیتها را متناسب با نیاز نیروهای مسلح جهتدهی و ارتقا داد، از طریق بسیج پای کار آمدند. البته این ارتباط و ظرفیتسازی همچنان وجود دارد؛ با این حال، به نظر من آنچه موجب ایجاد اقتدار، حتی در شرایط جنگی میشود، فراتر از این موارد است.
به عبارت دیگر، اگر بتوانید تابآوری مردم را در این عرصه، چه از منظر فناوری و چه از نظر روشها و راهکارهایی که باید تولید و به کار گرفته شوند، ارتقا دهید، این خود یک نقش مهم و ارزشمند است. همین رویکرد موجب شده است که کشور در برخی حوزههای دانشی مرتبط با دفاع، به دستاوردها و جایگاههای قابل توجهی دست پیدا کند.
نقش نخبگان در اقتدار دفاعی
دفاعپرس: نقش نخبگان در تقویت اقتدار دفاعی کشور، با توجه به تأکیدات رهبر شهید امت، چیست؟
این پرسش پس از جنگ رمضان، پاسخ روشن و بدیهی پیدا کرده است؛ چراکه هیچیک از صاحبنظران در داخل کشور یا در سطح جهان، در این نکته تردیدی ندارند که این جنگ، جنگی مبتنی بر فناوری بوده است.
آنچه زمینهساز آسیبرسانی به دشمن شد، فناوری بود و در کنار آن، ایمان و اعتقاد نیز نقش داشت؛ اما بستر اصلی، بستر فناوری بود. به همین جهت، اقتدار نظامی از ساحت اقتدار علمی کشور سرچشمه گرفته و از آن عبور کرده است. حتی امام شهید جملهای دارند که در جمع نخبگان فرمودند: «برتری علمی و فناوری گاهی میتواند دست دشمن را از ضربه وارد کردن به جمعیتهای بزرگی مثل غزه و ضاحیه کوتاه کند.
ما اگر چنانچه از لحاظ علمی مثلاً فرض بفرمایید در زمینه تسلیحات، از این چیزی که هستیم مبالغی جلوتر بودیم، یقیناً در اوضاع منطقه اثر میگذاشت و میتوانست مانع از افروختن این آتشهای سوزنده دلها و جانها شود یا آنها را خاموش کند. حرکت علمی، تفوق علمی، یک چنین چیزهایی هم دارد.» این سخن نشان میدهد که علم و اقتدار نظامی، حتی در ساحت دفاعی، بهشدت به یکدیگر گره خوردهاند.
یعنی اقتداری که امروز در ساحت نظامی داریم، اگر با علم و فناوری در حوزههایی مانند اقتصاد پیوند بخورد، میتواند این اقتدار را به شکل دیگری معنا کند و به عرصههای دیگر نیز تسری دهد. به عبارت دیگر، انقلاب اسلامی به مردم و نخبگان اعتمادبهنفس داد؛ اعتمادی که موجب شد ایران در برابر کشوری که یکی از قدرتمندترین ارتشهای جهان را ایجاد کرده است، توازن برقرار کند و حرف خود را هم از جنبه منطقی و هم از جنبه نظامی به کشورهای دیگر بقبولاند.
از این منظر، میتوان گفت ایران امروز به یک بازیگر جهانی تبدیل شده است؛ چراکه ابزارهایی در اختیار دارد که آثار و پیامدهای آنها فراتر از مرزهای کشور است. زمانی برخی موشکهای ما را «آبگرمکن» میدانستند یا آنها را فتوشاپی معرفی میکردند؛ اما دو جنگ تحمیلی اخیر به همگان نشان داد که اینگونه اظهارنظرها تا چه اندازه بیاساس بوده است.
امروز قدرت موشکی جمهوری اسلامی ایران که حاصل تلاش و دانش نخبگان کشور است، بهعنوان یک واقعیت پذیرفته شده است. البته ما یک دوره پساجنگ نیز خواهیم داشت و در آن دوره، اقتدار نظامی باید با پیوندهای فناورانه به ساحتهای دیگر، از جمله حوزه اقتصادی، تسری پیدا کند. بنابراین، آینده جهان در این منطقه رقم خواهد خورد. البته دشمنان ما نیز علاقهای ندارند به این سادگی از این منطقه خارج شوند؛ زیرا از نگاه آنان، خروج از منطقه میتواند پیامدهای مهمی برای جایگاه آمریکا بهعنوان یک ابرقدرت داشته باشد. رهبر شهید امت نیز سخنی دارند با این مضمون که «موشک شناسنامه جوان ایران است».
شناسنامه جوان ایرانی یعنی این توانمندی، برخاسته از ذات و ظرفیت مردم کشورمان است. البته در بخشهایی از حوزه نظامی که علوم و فناوریهای مربوط به آنها را در اختیار نداشتیم یا به آنها اشراف کامل نداشتیم، آسیبهایی دیدیم؛ اما با وجود این، امروز با بهرهگیری از فناوریهای نوین در حال مقابله با توانمندیهای دشمن هستیم. این موضوع نیز فقط محدود به آمریکا نیست، بلکه کشورهای متعددی پشت آمریکا قرار دارند.
در جنگ هشتساله عراق علیه ایران، همواره میگفتیم آمریکا و غرب پشت دولت عراق قرار دارند؛ اما امروز شرایط به گونهای است که جمهوری اسلامی ایران در برابر آمریکا و مجموعه کشورهایی که از آن حمایت میکنند، ایستاده و با آنها مقابله میکند.
دفاعپرس: مقالاتی که تاکنون در کشور منتشر شدهاند، چه نقشی در حل مسائل کشور، بهویژه در حوزه دفاعی، داشتهاند؟
ارقام و آماری که امروز وجود دارد، ارقام قابل دفاعی نیست؛ چراکه حدود سه میلیون دانشجو در کشور داریم که حدود یک درصد از این تعداد در مقاطع تحصیلات تکمیلی مشغول به تحصیل هستند و طبیعتاً باید پایاننامه و مقاله ارائه دهند. با این حال، سهم پایاننامهها و مقالاتی که به حل مسائل جدی و واقعی کشور، که بخشی از آن حوزه دفاعی را نیز دربرمیگیرد، اختصاص پیدا میکند، سهم بالایی نیست.
بنابراین، این جهتگیری نیازمند اصلاح است. البته تلاشهایی نیز از سوی برخی دستگاههای سیاستگذار انجام شده است؛ از جمله اصلاح آییننامه ارتقای اساتید، چه بهصورت جزئی و چه در سطح کلی، و همچنین حمایتهای هدفمند برای ایجاد جهتگیری در این زمینه. با این حال، مجموع این اقدامات هنوز نتوانسته است به یک جریان فراگیر تبدیل شود؛ به این معنا که اگر در دانشگاه پایاننامه یا مقالهای تولید میشود، نسبت مشخص و معناداری با نیازهای واقعی کشور داشته باشد.
بر همین اساس، یکی از کارهایی که به نظرم بسیج باید دنبال کند، کمک به نهادهای متولی برای اصلاح این مسیر است. دلیلش هم این است که بسیج ظرفیت همه کشور را در اختیار دارد، در حالی که هر دستگاه مسئولیت بخشی از جامعه را بر عهده دارد. بسیج میتواند میان ظرفیتهای مختلف دستگاهها و نیازهای کشور پیوند ایجاد کند. بنابراین، به نظر من بسیج میتواند نقش یک نهاد پیونددهنده را در این زمینه ایفا کند و برنامههایی نیز در همین راستا در نظر گرفتهایم.
علم و دانش بومی
دفاعپرس: آیا علم و دانش موجود در کشور را میتوان «علم و دانش بومی» دانست؟ اساساً منظور از علم و دانش بومی چیست؟
ما هرچند باید دانش انباشته بشری را به دست بیاوریم، اما بومیسازی علم به این معنا نیست که از کسب علومی که در کشورهای دیگر وجود دارد، بینیاز باشیم. اتفاقاً باید دانش موجود در جهان را فرا بگیریم و در کنار آن، به مرحلهای برسیم که خودمان نیز تولیدکننده دانش باشیم. از سوی دیگر، باید به مرجعیت علمی نیز دست پیدا کنیم؛ یعنی تنها نباید دانش را بیاموزیم، بلکه باید به نقطهای برسیم که اگر کسی در هر نقطه از جهان بخواهد علوم جدید را یاد بگیرد، برای این کار به سراغ زبان و منابع علمی ما بیاید و حتی فارسی بیاموزد.
این یک حرف بسیار عمیق است که نمونههای آن را در سخنان امام شهید نیز میتوان دید. یکی از نکاتی که شاید کمتر به آن پرداخته شده و اکنون میتوان درباره آن بیشتر بحث کرد، این است که ایشان فرمودند: «بروید به دنبال کشف نیروی جدیدی در طبیعت باشید.» این نگاه به ما میآموزد که نباید خودمان را همیشه پیرو بدانیم؛ بلکه باید در مسیر کسب دانش، افقهای جدیدی را کشف و حتی خلق کنیم و به مرحلهای برسیم که خودمان در مرزهای دانش، تولیدکننده و جریانساز باشیم.
تأکید بر علوم انسانی اسلامی
دفاعپرس: چرا رهبر شهید امت بر کسب دانش علوم انسانی اسلامی تأکید داشتند؟
علوم انسانی از این جهت بسیار پیچیدهتر است. به بیان دیگر، ما در حوزههای فنی، مهندسی و علوم طبیعی میتوانیم در مقاطعی از دانش موجود در دیگر کشورها استفاده کنیم و حتی پیرو باشیم، اما در حوزه علوم انسانی چنین امکانی به همان شکل وجود ندارد. اگر قرار باشد به دنبال علوم و دستاوردهای کشورهای دیگر و تمدنهای مختلف برویم، در حوزه علوم انسانی با محدودیت مواجه هستیم؛ بنابراین، ناگزیر باید دست به ابداع و تولید دانش بزنیم و علوم انسانی را مبتنی بر انگارهها و مبانی خودمان شکل دهیم.
دلیل این مسئله آن است که علوم انسانی و حتی علوم طبیعی، به نوعی متأثر از جهانبینی هستند و جهانبینی میتواند بر جهتگیری علمی تأثیر بگذارد. البته در علوم طبیعی، بهویژه علوم پایه، نیز این جهتگیری وجود دارد؛ چراکه وقتی وارد علوم پایه میشویم، با نظریاتی مواجه هستیم که پشتوانهها و پیشفرضهایی مبتنی بر برخی جهانبینیها دارند. بنابراین، در علوم پایه و علوم مهندسی میتوانیم دانش موجود را از دیگران کسب کنیم، اما باید مراقب باشیم که جهتگیریهای نهفته در آن، ما را از مسیر و مبانی خودمان دور نکند. در مقابل، در حوزه علوم انسانی باید از همان ابتدا به دنبال تولید علوم بومی و دانشی مبتنی بر انگارهها و مبانی خودمان باشیم.
دفاعپرس: آیا دانش علوم انسانی اسلامی میتواند مایه اقتدار ما شود؟
نمیشود ما بگوییم ابرقدرت هستیم، اما در حوزه علوم انسانی، حرف نو و الگوی کارآمدی مبتنی بر فطرت انسان نداشته باشیم. اگر قرار است در عرصههای مختلف به اقتدار برسیم، باید در حوزه علوم انسانی نیز بتوانیم اندیشه و دانشی تولید کنیم که پاسخگوی نیازهای واقعی بشر باشد. بشر در غرب به دنبال آسایش حرکت کرد و تا حد زیادی به آن دست یافت، اما وقتی به دنبال آرامش میرود، به اعتقاد من هرگز به آن نمیرسد؛ زیرا تمدنی که بر جدایی از دین شکل گرفته است، نمیتواند آرامش حقیقی را برای انسان به ارمغان بیاورد. به همین دلیل، امروز بشر به دنبال الگویی است که در کنار آسایش، بتواند آرامش را نیز تجربه کند. به بیان دیگر، انسان امروز به دنبال یک حرف نو است؛ حرفی که بتواند از وضعیت و تجربههای گذشته عبور کند و پاسخ تازهای برای نیازهای عمیق انسانی ارائه دهد.
از این منظر، جنس انقلاب اسلامی، ایده تمدن اسلامی و مباحث عمیق فلسفی و انسانی آن، میتواند بهعنوان یک راه نجات و یک پیشنهاد فکری در برابر بشریت مطرح شود. حتی اگر ایران در عرصه نظامی وارد جنگ میشود، این نگاه وجود دارد که دفاع از خود و ایستادگی در برابر تهدیدها، در عین حال میتواند حامل یک پیام انسانی نیز باشد؛ اگر پوستهای که رسانهها پیرامون تمدن غرب ایجاد کردهاند و بهصورت هنرمندانه تلاش میکنند انسانها را از اصالتهای انسانی خود دور کنند کنار برود، این حرف میتواند به گوش انسانهای بیشتری برسد و بر دل آنها نیز بنشیند؛ چراکه این حرف، بر مبنای فطرت انسان است.
نقش اندیشکدهها و پژوهشکدهها در کمک به حکمرانی کشور
دفاعپرس: در کشورهای غربی، بهویژه آمریکا، پژوهشکدهها و اندیشکدههایی برای نهادهای امنیتی و سیاست خارجی تولید دانش و ایده میکنند. آیا در کشور ما نیز مراکز مشابهی وجود دارد؟
چنین مراکزی داریم، اما این را باید گفت که فضای اندیشکدهای در کشورمان نهال نحیفی است؛ به عبارت دیگر چنین پژوهشکده یا اندیشکدههای قدرتمندی در کشور داریم، اما یک جریان فراگیر نیست. این در حالی است که حدود دو سال پیش رهبر شهید امت در جمع اندیشکدهها تذکر جدی دادند و فرمودند بروید مجامع نخبگانی را ایجاد کنید که همین مقصود اندیشکدهها، مجامع نخبگانی بود.
ایشان در آنجا تذکر جدی دادند و درباره اینکه چه کسی باید این مجامع نخبگانی را پشتیبانی کند، نهاد حاکمیت را مسئول ایفای این نقش معرفی کردند؛ بعد در ادامه فرمودند که البته ممکن است بعدها این نیاز و ضرورت کمتر بشود، ولی امروز نهاد حاکمیت و دولت در این خصوص مسئول است .پس این ظرفیت وجود دارد و اندیشکدههای متعددی را هم در این حوزه میشناسیم که چنین ظرفیتی را دارند، اما آن نسبتی که امام شهید دغدغه داشتند که باید با اندیشکدهها برای قوت گرفتن و زنده ماندنشان تعریف شود، آن نسبت همچنان ایراد دارد. واقعیتی که امروز هم کامل درکش کردیم این است که حکمرانی بدون استفاده از ظرفیتها و اندیشههای عمیق، با کیفیت و درست شکل نمیگیرد.
اگر قرار است ما در پساجنگ حرفهایی را که در مقیاس جهانی زدهایم، تبدیل به طرح، اقدام، برنامه و سیاست کنیم و این جریان را به گستره منطقه و جهان ببریم، ابتدا باید تولید اندیشه را تقویت کنیم؛ بنابراین ظرف اندیشکدهها وجود دارد، قابلیتش هم هست، اما آن پشتیبانی که نهاد دولت در این رابطه میبایست انجام دهد، باید بیش از پیش اتفاق بیفتد.
فکر میکنید بعد از اینکه این جنگ با پیروزی جمهوری اسلامی ایران به پایان رسید، چقدر میتواند ما را در حوزههای دیگر رشد دهد و یا چه دستاوردی میتواند برای ما داشته باشد؟ بزرگترین دستاوردی که به نظرم در پساجنگ با آن مواجه میشویم این است که الگوی ما به وسیله جهان پذیرفته خواهد شد؛ نگاه کنید، الان یکی از حرفهایی که همه میزنند این است که میگویند شما چطور تاب آوردید؟ ما یک حرفی زدیم و گفتیم «نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی» و ۵۰ سال هم پای این حرف با هدایتهای امامین انقلاب ماندیم و بواسطه همین ایستادگی هم به ما حمله کردند؛ ما بر اساس همین شعار روی پای خود ایستادیم و قدرتی تولید کردیم که منجر به تابآوری کشورمان شد.
بنابراین آن چیزی که در پساجنگ صادر خواهد شد، میتواند الگوی ایران اسلامی باشد، زیرا این الگوی فراگیر توانایی به زانو در آوردن تمدن غرب را به دلیل اینکه توانستیم حرف و الگویی مبتنی بر یک مبانی فکری تولید کنیم که منجر به استقلال شده، دارد.
دفاعپرس:بخش قابلتوجهی از قدرت دفاعی آمریکا حاصل جذب نخبگان علمی از کشورهای مختلف است؛ آیا ایران نیز چنین سیاستی را در پیش گرفته است؟
ایران از فردای پیروزی انقلاب اسلامی در ۲۲ بهمن، تنها چند روز بعد با تحریم مواجه شد. یعنی همان قدرتی که ایران را تحریم کرده، امروز تلاش میکند کشورهایی را هم که با ایران همکاری میکنند، تحریم کند و به این نیز اکتفا نکرده و با ما وارد جنگ شده و همچنان در حال جنگ است. بنابراین، اگر قرار بود ما وابستگی معناداری به فناوری غربی داشته باشیم، طبیعتاً باید در همان سالهای نخست از هم میپاشیدیم. زمانی این حرفها مطرح میشد که آمریکا با تمام فناوری و توانمندی خود وارد میدان شده است.
اگر این ادعا را بپذیریم، باید گفت در جنگ اخیر با جمهوری اسلامی ایران، آبرو و هژمونی آمریکا با چالش جدی مواجه شد؛ چراکه اگر آمریکا میتوانست ایران را با تمام قدرتی که در اختیار داشت به زانو دربیاورد، دلیلی برای تردید نداشت، زیرا به تعبیر خودشان آبروی آنها در این میدان به خطر افتاده بود. گاهی گفته میشود ایران دهها یا حتی صد سال از آمریکا عقبتر است؛ اما وقتی موشک ایرانی از اینجا شلیک میشود و به قلب تلآویو اصابت میکند، این موضوع صرفاً به معنای عبور یک موشک از آسمان نیست، بلکه نشان میدهد این موشک توانسته از بخشی از فناوریهای پیشرفته دفاعی عبور کند و به هدف برسد. از این منظر، اصابت موشک به هدف دو معنا دارد؛ نخست اینکه توانستهایم هدف مورد نظر را مورد اصابت قرار دهیم و دوم اینکه توانمندی موشکی ما توانسته از لایههای مختلف فناوری و سامانههای دفاعی عبور کند.
از سوی دیگر، اگر به تاریخ آمریکا نگاه کنیم، این کشور در بخش قابل توجهی از تاریخ خود از ظرفیتهای انسانی مهاجران و نیروهای انسانی جذبشده از دیگر کشورها استفاده کرده است. از دوره گسترش بردهداری تا زمانی که توسعه فناوری را در دستور کار قرار دادند، یکی از راهبردهای آنها ایجاد ظرفیتهایی بود که آمریکا را به عنوان «سرزمین فرصتها» معرفی کند و این تصور را در میان نخبگان و نیروهای متخصص به وجود آورد که میتوانند در آنجا فرصت رشد و فعالیت پیدا کنند. البته همه این مباحث را نباید صرفاً در حد تحلیلهای انتزاعی یا فانتزی دید. اتفاقاتی که در حوزه امنیتی و علمی، بهویژه پس از جنگ جهانی دوم، رخ داد نیز در شکلگیری ظرفیت فناوری آمریکا تأثیرگذار بود.
در جریان و پس از این جنگ، برخی دانشمندان به آمریکا منتقل شدند، برخی تحت فشار و تهدید قرار گرفتند و برای برخی دیگر نیز زمینه و مشوقهای لازم برای همکاری فراهم شد. از سوی دیگر، منتقدان این روند معتقدند بخشی از قدرت و فناوری آمریکا بر بستر سرمایهها و منابعی شکل گرفته که از نقاط مختلف جهان جذب یا منتقل شده است و به همین دلیل، درباره منشأ و چگونگی شکلگیری بخشی از این فناوریها نیز بحثهای جدی وجود دارد.
دفاعپرس: در جنگهای اخیر، شاهد هدف قرار گرفتن زیرساختهای علمی و دارویی کشور و ترور برخی دانشمندان ایرانی از سوی اسرائیل و آمریکا بودهایم؛ به نظر شما هدف از این اقدامات و تمرکز بر زیرساختهای دانشی کشور چه بوده است؟
علت اینکه دانشمندان ما را ترور میکنند یا مراکز دارویی، صنعتی و تولید دانش کشور را مورد هدف قرار میدهند، از چند زاویه قابل بررسی است. یک بخش از این موضوع به تلاش برای ضربه زدن به زیرساختهای دانشی کشور بازمیگردد.
طبیعی است که هدف قرار دادن این زیرساختها به ما آسیب میزند، اما در برخی موارد، این اقدامات صرفاً با هدف تخریب یک زیرساخت انجام نمیشود، بلکه جنبه نمادین نیز پیدا میکند. برای مثال، وقتی مجموعهای مانند پاستور که حتی پیش از پیروزی انقلاب اسلامی نیز به عنوان یکی از مؤسسات معتبر علمی شناخته میشد، مورد هدف قرار میگیرد، این اقدام فراتر از آسیب زدن به یک زیرساخت است و میتوان آن را تعرض به هویتی دانست که کشور در حوزه علم و فناوری طی سالها ایجاد کرده است.
بنابراین، در چنین اقداماتی هم زیرساختهای دانشی هدف قرار میگیرند و هم هویت علمی و فناوری شکلگرفته در کشور. اما نکته مهم این است که جمهوری اسلامی ایران به واسطه ظرفیت انسانی و روحیه استقلالطلبی خود، توان بازسازی زیرساختهای آسیبدیده را دارد و میتواند آنها را در مدت کوتاهی حتی با کیفیت و ظرفیت بیشتری نسبت به گذشته بازسازی کند.
علت هدف قرار دادن دانشمندان نیز از همین منظر قابل تحلیل است؛ چراکه نیروی انسانی متخصص و برخوردار از دانش، همواره یکی از پیشرانهای اصلی پیشرفت کشور است.
ترور شخصیتهای علمی بدون تردید میتواند در مقاطعی خسارتهایی به روند توسعه فناوری وارد کند، اما ظرفیت انسانی متخصص در کشور محدود به چند فرد نیست. بسیاری از استادان و دانشمندانی که در حوزههای مختلف نقشآفرین بودهاند، دانش و تجربه خود را به شاگردانشان منتقل کردهاند و بخشی از این مسیر علمی و تخصصی در نسل بعدی ادامه پیدا کرده است.
بنابراین، اگرچه حذف چهرههای علمی میتواند خسارتهای مقطعی ایجاد کند، اما نمیتواند به معنای از بین رفتن ظرفیت علمی کشور باشد؛ زیرا بخش مهمی از این سرمایه در قالب نیروی انسانی تربیتشده و شبکهای از دانش و تجربه، استمرار پیدا کرده است.
دفاعپرس: در سالهای اخیر، از «آپارتاید علمی» و محدودیتهای ایجادشده برای انتشار مقالات پژوهشگران ایرانی در مجلات معتبر علمی سخن گفته شده است؛ ارزیابی شما از این موضوع چیست؟
دشمن همواره در ساحتهای مختلف با ما تقابل میکند؛ بنابراین طبیعی است هرجا که نقطه قوتی داریم، همان نقطه نیز مورد هدف قرار بگیرد. ما در حوزه علم و فناوری و همچنین تولید و نشر علم، به دستاوردهای قابل توجهی رسیدهایم و در مقاطعی رتبههای بالایی در منطقه داشتهایم. این شتاب علمی و ظرفیت ایجادشده، برای کشور اعتبار و هویت علمی به وجود آورده و به همین دلیل، این حوزه نیز به یکی از عرصههای تقابل تبدیل شده است.
بنابراین، اینکه نقطه قوت ما مورد هدف قرار بگیرد، اتفاق عجیبی نیست؛ اتفاقاً نشان میدهد که در این حوزه ظرفیت قابل توجهی ایجاد کردهایم. نکته دوم این است که تولید علم، محدود به مرزهای جغرافیایی نمیماند و بخشی از دستاوردهای علمی میتواند به کشورهای دیگر منتقل شود و بر نظامهای علمی و فناورانه آنها اثر بگذارد.
از این منظر، گسترش ارتباطات علمی ایران با سایر کشورها میتواند به شناختهتر شدن ظرفیتهای جمهوری اسلامی ایران نیز منجر شود. همانطور که ایران را در حوزههایی مانند تأمین کالاهای اساسی و نظامات بانکی و مالی تحریم میکنند، بخشی از محدودیتها نیز متوجه حوزه علمی و دانشی است.
در نتیجه، تلاش میشود ارتباطات علمی و دانشگاهی ایران با سایر کشورها محدود شود. حتی برخی دانشمندان، استادان و دانشگاههای کشور، از جمله دانشگاه شهید بهشتی و دانشگاه صنعتی امیرکبیر، در فهرست تحریمها قرار گرفتهاند و در مواردی، محدودیتهای ناشی از تحریم میتواند بر همکاریهای علمی، پژوهشی و انتشار مقالات اثر بگذارد. بنابراین، تحریم فقط یک ابزار اقتصادی نیست، بلکه در حوزه علم و فناوری نیز به کار گرفته میشود و از این منظر، میتوان آن را بخشی از تلاش غرب برای محدود کردن تعاملات علمی و جلوگیری از گسترش ظرفیت و الگوی علمی ایران دانست.
رتبه علمی ایران و دلایل نزول آن
دفاعپرس: رتبه علمی ایران در مقطعی به جایگاه پانزدهم جهان رسید، اما در سالهای اخیر با افت رتبه مواجه شده است؛ علت این روند چیست؟
پاسخ به این سؤال کمی دشوار است؛ با این حال، به نظرم بخشی از آن جهش علمی به موج جمعیتی متولدین دهه ۶۰ بازمیگردد. اگر خاطرتان باشد، جمعیت جوان دهه ۶۰ بسیار زیاد بود و همین موج جمعیتی، نظام آموزشی را ناگزیر کرد زیرساختهای آموزشی و دانشگاهی را توسعه دهد؛ بهگونهای که در بسیاری از شهرها و شهرستانها دانشگاه ایجاد و توسعه پیدا کرد. در واقع، این موج جمعیتی وارد ظرف تولید علم شد و به سمت تحصیل، پژوهش و تولید علمی هدایت شد. در آن مقطع، این برداشت در حاکمیت وجود داشت که باید این جریان جمعیتی بهدرستی سازماندهی شود و در ظرفی قرار بگیرد که بتواند زمینهساز چنین تحولات و دستاوردهایی باشد.
اما درباره علت کاهش این روند، باید گفت دلایل متعددی وجود دارد. هرچند در حوزه زیرساختها نیز با ضعفهایی مواجه بودیم، اما یکی از مهمترین مسائل این است که دانشگاه در بازتعریف مأموریت و کارکرد خودش کند عمل کرده است. دانشگاه باید بتواند خودش را متناسب با مسائل واقعی جامعه و نیازهای صنعت بازتعریف کند. اگر نیروی انسانی جوان احساس نکند که ورود به دانشگاه میتواند مسیر بهتری برای آینده او ایجاد کند، طبیعتاً انگیزه و اقبال نسبت به دانشگاه کاهش پیدا میکند و همین مسئله بهتنهایی میتواند به تولید علم آسیب بزند.
به همین دلیل، تلاش شد در کنار دانشگاه، زیستبوم فناوری نیز شکل بگیرد تا نیروی انسانیای که دانشگاه تربیت میکند، بتواند در بسترهایی مانند پارکهای علم و فناوری قرار بگیرد و از دانش و تخصص خود برای ارزشآفرینی، تولید محصول و ایجاد ثروت استفاده کند. البته این حلقه نیز به دلایل مختلف هنوز آنگونه که باید و شاید شکل نگرفته و نیازمند تقویت است.
گفتوگو از رحیم محمدی
انتهای پیام/
پرواز آخرین کشف تو بود/ از ذره های علم تا قاب عکس آرمیتا، روایت شاعرانه شهدای جهاد علمی
به گزارش روابط عمومی سازمان بسیج علمی، پژوهشی و فناوری کشور، کتاب «پرواز آخرین کشف تو بود؛ گزیده شعر جشنواره شهدای جهاد علمی» مجموعهای از سرودههای برگزیده جشنواره شعر شهدای جهاد علمی است که به همت کارگروه تدوین متون سازمان بسیج اساتید دانشگاهها و مراکز آموزش عالی و پژوهشی گردآوری و از سوی مؤسسه انتشارات دانشگاه تهران منتشر شده است. این مجموعه در سال ۱۳۹۲ منتشر شده و در ۱۵۰ صفحه، آثار شاعران متعددی را درباره شهدای جهاد علمی گرد آورده است.
آنچه این مجموعه را از یک سوگنامه معمولی جدا میکند، تنوع زاویهای است که شاعران برای بازسازی چهره شهید انتخاب کردهاند؛ یکجا علم و «ذرات» به زبان شعر وارد میشوند، جای دیگر ردپای یک پژوهشگر در میان کاغذ، مقاله و کتاب جستوجو میشود و در جایی دیگر، روایت از فضای علمی فاصله میگیرد و به خانه و خانواده میرسد. در یکی از شعرهای مجموعه درباره شهید داریوش رضایینژاد، شاعر او را در فضای «کارگاه ذرات» و جهان علم تصویر میکند و از پیوند میان پژوهش، شهادت و خانواده میگوید؛ روایتی که در ادامه، نام آرمیتا، دختر شهید، را به یکی از عاطفیترین تصاویر کتاب تبدیل میکند. در شعر دیگری، روایت از زبان دختر شهید شکل میگیرد و قاب عکس پدر، انتظار و جای خالی او را به مرکز شعر میآورد
این تفاوت زاویهها در سراسر مجموعه دیده میشود؛ شاعران، شهدای جهاد علمی را فقط در لحظه شهادت متوقف نمیکنند، بلکه هر کدام بخشی از شخصیت، مسیر علمی، خانواده و اثرگذاری آنان را بازسازی میکنند. فهرست کتاب نیز نشان میدهد مجموعه، آثار شمار زیادی از شاعران را در کنار هم قرار داده و در مقدمه آن، از شهیدان دکتر مسعود علیمحمدی، دکتر مجید شهریاری، سردار حسن طهرانیمقدم، مهندس داریوش رضایینژاد و مهندس مصطفی احمدیروشن نام برده شده است.
«پرواز آخرین کشف تو بود» از این منظر، تنها مجموعهای از اشعار درباره شهادت دانشمندان نیست؛ تلاشی است برای اینکه حافظه علمی کشور، اینبار با زبان شعر ثبت شود؛ زبانی که میتواند همزمان از آزمایشگاه و ذرات، از خانواده و دلتنگی و از آرمان پیشرفت علمی سخن بگوید. همین رفتوآمد میان علم و زندگی، این مجموعه را به روایتی متفاوت از شهدای جهاد علمی تبدیل کرده است.
کتاب «پرواز آخرین کشف تو بود؛ گزیده شعر جشنواره شهدای جهاد علمی» به گردآوری کارگروه تدوین متون سازمان بسیج اساتید دانشگاهها و مراکز آموزش عالی و پژوهشی، در سال ۱۳۹۲ و توسط مؤسسه انتشارات دانشگاه تهران منتشر شده و ۱۵۰ صفحه دارد.
انتهای پیام/
«شعلههای خیس لبخند»؛ روایتی از مهندسی که علم را به قیمتِ زندگیاش رها نکرد
به گزارش روابط عمومی سازمان بسیج علمی، پژوهشی و فناوری کشور، کتاب «شعلههای خیس لبخند؛ پژواکی از شخصیت شهید مهندس داریوش رضایینژاد» به تهیه، گردآوری و تدوین کارگروه تدوین متون سازمان بسیج اساتید دانشگاهها و مراکز آموزش عالی و پژوهشی منتشر شده و چهارمین جلد از مجموعه «روز راز» است؛ مجموعهای که هر جلد آن به بازخوانی شخصیت و زندگی یکی از شهدای جهاد علمی اختصاص دارد. این کتاب در سال ۱۳۹۲ توسط مؤسسه انتشارات دانشگاه تهران منتشر شده و ۳۴۴ صفحه دارد.
برای شناخت داریوش رضایینژاد، شاید لازم باشد از روزی بسیار دورتر از روز شهادتش شروع کرد؛ از زمانی که هنوز خبری از عنوانهای دانشگاهی و فعالیتهای تخصصی نبود. روایت خواهر بزرگتر او در کتاب، کودکی را تصویر میکند که برخلاف بسیاری از همبازیهایش، کمتر وارد قهر و درگیری میشد و از همان سالها به آرامش، نظم و ظرافت رفتاری شناخته میشد. او اهل بازی بود، اما کم؛ و مهمتر از همه، به گفته نزدیکانش، کسی را نمیرنجاند و کسی نیز از او خاطرهای منفی نداشت.این ویژگیها بعدها در شخصیت حرفهای او نیز شکل دیگری پیدا کرد. یکی از همکاران نزدیک رضایینژاد در روایت خود، سطح توانایی او را فراتر از مدرک دانشگاهی توصیف میکند؛ مهندسی که پشتوانهاش تنها تحصیلات نبود، بلکه سالها تجربه آزمایشگاهی و اجرایی در تخصص خود داشت. در همان روایت، از او بهعنوان فردی آگاه به جزئیات کار علمی یاد میشود که در حوزه تخصصی خود جایگاهی ممتاز پیدا کرده بود. نکته مهمتر اما این است که رضایینژاد، برخلاف کسانی که ممکن است مسیر علمی را با رسیدن به مقام و عنوان بسنجند، علاقهای به پست، پول و مقام نداشت و تمرکز اصلیاش بر کار علمی بود.
ساختار ۳۷ فصل این کتاب، از «استعداد ویژه» و «ویژگیهای اجتماعی یک مهندس» تا «مهندسها در پروژه مشترک ایران و آلمان»، «پختگیهای یک دانشجو یا استاد»، «دیدگاه یک استاد»، «زندگی زیر تیغ»، «عیار نه گفتن»، «پاسداری از هویت»، «سلام آرمیتا» و «به نام پدر» امتداد پیدا میکند. همین تنوع، نشان میدهد که نویسندگان به دنبال ساختن تصویری تکبعدی از یک دانشمند شهید نبودهاند؛ بلکه خواستهاند مسیر شکلگیری شخصیت علمی، حرفهای، اجتماعی و خانوادگی او را کنار هم قرار دهند.
یکی از روایتهای قابل تأمل کتاب، به نگاه نزدیکان رضایینژاد به زندگی او بازمیگردد؛ انسانی که موفقیت را فقط در مدرک، جایگاه و امکانات نمیدید. در خاطرات مربوط به او، از بیاعتناییاش به پست و مقام و ترجیحدادن مشغلههای علمی سخن گفته میشود؛ تصویری که در کنار روایت تواناییهای فنی و تجربه آزمایشگاهی او، معنای «مهندس» را از یک عنوان شغلی فراتر میبرد. این همان وجهی است که «شعلههای خیس لبخند» تلاش میکند از میان خاطرات نزدیکانش بیرون بکشد: شخصیتی که علم برایش صرفاً یک حرفه نبود.
کتاب «شعلههای خیس لبخند؛ پژواکی از شخصیت شهید مهندس داریوش رضایینژاد» به تهیه، گردآوری و تدوین کارگروه تدوین متون سازمان بسیج اساتید دانشگاهها و مراکز آموزش عالی و پژوهشی، در سال ۱۳۹۲ توسط مؤسسه انتشارات دانشگاه تهران منتشر شده و ۳۴۴ صفحه دارد.
«چراغ خاموش»؛ روایت مردی که از یک قبضه موشک، رؤیای قدرت موشکی ایران را آغاز کرد
به گزارش روابط عمومی سازمان بسیج علمی، پژوهشی و فناوری کشور، کتاب «چراغ خاموش؛ پژواکی از شخصیت دانشمند شهید سردار حسن طهرانی مقدم» از مجموعه کتابهای «روز راز» است که به تهیه، گردآوری و تدوین کارگروه تدوین متون سازمان بسیج اساتید دانشگاهها و مراکز آموزش عالی و پژوهشی و به سفارش این سازمان، توسط مؤسسه انتشارات دانشگاه تهران منتشر شده است. این اثر در سال ۱۳۹۲ منتشر شده و روایت خود را بر زندگی، شخصیت علمی و مسیر شکلگیری توان موشکی ایران با محوریت شهید حسن طهرانی مقدم بنا کرده است.
نقطهای که روایت «چراغ خاموش» را از یک زندگینامه معمولی جدا میکند، بازگشت به روزهایی است که هنوز چیزی به نام صنعت موشکی ایران وجود نداشت. کتاب، ماجرا را از دل جنگ و کمبود آغاز میکند؛ جایی که یک موشک عراقیِ عملنکرده و مسئله پاسخ به حملات موشکی، به یک پرسش بزرگتر تبدیل میشود: اگر قرار باشد ایران خودش از خود دفاع کند، این توان را از کجا باید به دست آورد؟ در همین فضای سخت، روایت به روزی میرسد که ساخت موشک آغاز میشود؛ مسیری که با امکانات محدود شروع شد اما خیلی زود از تعمیر و استفاده از تجهیزات موجود فراتر رفت و به ایدهپردازی برای ساخت موشک و ایجاد یک توان بومی انجامید.
یکی از جذابترین فصلهای این مسیر، جایی است که مسئله دیگر فقط ساخت یک موشک نیست؛ مسئله، ساختن دانشی است که پیش از آن در اختیار ایران نبود. روایت کتاب از ایده تبدیل راکت به موشک، نخستین تجربهها، استانداردهای بومی، ابتکارهای فنی و تلاش برای حل مشکلاتی سخن میگوید که هرکدام میتوانستند پروژه را متوقف کنند. از دل همین تجربهها، تفکری شکل میگیرد که بعدها به توسعه موشکهای دوربرد، سکوهای پرتاب، نقشهبرداری مواضع پرتاب و ساخت سامانههایی با فناوریهای پیچیدهتر میرسد.
اما روایت کتاب فقط روایت موشک نیست؛ یکی از جذابترین لایههای آن، نشان دادن نسبت میان «دانشمند» و «فرمانده» در شخصیت طهرانی مقدم است. فهرست مطالب کتاب از بخشهایی مانند «پژوهش در کارزار جنگ»، «رمزگشایی پیشرفت یک دانشمند»، «دنبال کاری باش که دیگری انجام نمیدهد» و «گودهای دیگر از علم موشکی» خبر میدهد؛ فصلهایی که نشان میدهند مسیر پیشرفت این فرمانده، تنها با مدیریت یک سازمان طی نشد، بلکه با یادگیری، پژوهش، ایدهپردازی و تبدیل تجربههای میدان به دانش فنی گره خورده بود.
در نهایت، «چراغ خاموش» تصویری از مردی ارائه میدهد که مسیرش را از نقطهای آغاز کرد که کشور با کمبود گلوله و تجهیزات مواجه بود و آن را به مسیری رساند که مسئله، ساختن یک توان مستقل و ماندگار موشکی شد. شاید به همین دلیل، عنوان کتاب معنای دیگری هم پیدا میکند؛ بسیاری از بزرگترین تغییرها در ابتدا بیصدا و دور از هیاهو آغاز میشوند، اما وقتی نتیجه خود را نشان میدهند، دیگر نمیتوان نقطه آغازشان را نادیده گرفت.
کتاب «چراغ خاموش؛ پژواکی از شخصیت دانشمند شهید سردار حسن طهرانی مقدم» به تهیه، گردآوری و تدوین کارگروه تدوین متون سازمان بسیج اساتید دانشگاهها و مراکز آموزش عالی و پژوهشی، در سال ۱۳۹۲ توسط مؤسسه انتشارات دانشگاه تهران منتشر شده و ۵۱۷ صفحه دارد.
انتهای پیام/
«عبور از مرزها»؛ روایت استادی که مرزهای دانش را به مسئلهای برای پیشرفت تبدیل کرد
به گزارش روابط عمومی سازمان بسیج علمی، پژوهشی و فناوری کشور، کتاب «عبور از مرزها؛ پژواکی از شخصیت شهید دکتر مسعود علیمحمدی» به همت کارگروه تدوین متون سازمان بسیج اساتید دانشگاهها و مراکز آموزش عالی و پژوهشی گردآوری و توسط مؤسسه انتشارات دانشگاه تهران منتشر شده است. این اثر که در سال ۱۳۹۲ و در ۲۷۲ صفحه منتشر شده، به بازخوانی شخصیت شهید دکتر مسعود علیمحمدی، استاد فیزیک و از دانشمندان جهاد علمی کشور، میپردازد.
عنوان کتاب از همان ابتدا مخاطب را با یک پرسش روبهرو میکند؛ «مرزها» در زندگی یک دانشمند کجا قرار دارند؟ مرز میان یک رشته و رشتهای دیگر، میان دانستن و کشفکردن یا میان یک فعالیت دانشگاهی و مسئولیتی که دانشمند در برابر مسائل علمی کشور احساس میکند؟
روایت کتاب از شهید دکتر مسعود علیمحمدی، شخصیتی را پیش چشم مخاطب قرار میدهد که هویت علمیاش در چارچوب یک عنوان دانشگاهی خلاصه نمیشود و جستوجو، مطالعه و مواجهه با مسائل علمی، بخش مهمی از مسیر زندگی او را شکل داده است.
در این روایت، «دانشمند» بودن تنها به دانستن مجموعهای از فرمولها و نظریهها محدود نمیشود؛ مسئله اصلی، نوع مواجهه با پرسش است. وقتی یک مسئله علمی مطرح میشود، نقطه پایان کار لزوماً همان جایی نیست که تخصص فرد بهطور مستقیم آغاز شده است؛ گاهی باید مرزهای شناختهشده را پشت سر گذاشت، دوباره آموخت، مسئله را از زاویهای تازه دید و برای رسیدن به پاسخ، مسیر بیشتری را طی کرد. «عبور از مرزها» از همین زاویه، عنوانی معنادار برای روایتی است که میخواهد شخصیت علمی و انسانی شهید علیمحمدی را فراتر از یک عنوان رسمی بازتاب دهد.
اهمیت چنین روایتی در این است که نام یک دانشمند را تنها به لحظه شهادتش پیوند نمیزند؛ بلکه تلاش میکند پیش از آن لحظه، مسیر شکلگیری یک شخصیت علمی را به یاد بیاورد؛ مسیری که در آن دانشگاه، پژوهش، یادگیری و دغدغه پیشرفت علمی کشور در کنار یکدیگر قرار میگیرند. از همین منظر، کتاب میتواند بخشی از حافظه علمی کشور را ثبت کند؛ حافظهای که برای شناخت دانشمندانش، تنها به دستاوردهای علمی بسنده نمیکند و به دنبال فهم انسانِ پشت این دستاوردها نیز هست.
«گزارش یک راز»؛ روایتی از شهید شهریاری که علم را تا مرز ایمان پیش برد
به گزارش روابط عمومی سازمان بسیج علمی، پژوهشی و فناوری کشور، کتاب «گزارش یک راز؛ پژواکی از شخصیت شهید دکتر مجید شهریاری» با گردآوری و تدوین کارگروه تدوین متون سازمان بسیج اساتید دانشگاهها و مراکز آموزش عالی و پژوهشی، تصویری از زندگی، اندیشهها و شخصیت علمی و معنوی شهید دکتر مجید شهریاری ارائه میکند؛ اثری که به سفارش سازمان بسیج اساتید دانشگاهها و مراکز آموزش عالی و پژوهشی تهیه شده و مشخصات نشر آن به دانشگاه تهران بازمیگردد.
یکی از روایتهای شاخص مرتبط با این کتاب، به خاطرهای از دوران فعالیت علمی شهید شهریاری بازمیگردد؛ زمانی که او و یکی از شاگردانش در حل یک مسئله علمی به بنبست رسیده بودند. در نقطهای که راههای معمول برای رسیدن به پاسخ به نتیجه نمیرسید، شهریاری پیشنهاد میکند پیش از ادامه کار، دو رکعت نماز بخوانند. برای شاگرد جوان او، پیوند میان یک مسئله علمی و چنین پیشنهادی پرسشبرانگیز بود؛ اما آنچه پس از آن اتفاق افتاد، به روایتی ماندگار از نگاه متفاوت شهریاری به نسبت میان علم و معنویت تبدیل شد. این خاطره در منابع مرتبط با شهید شهریاری، از جمله «گزارش یک راز»، روایت شده است.
«گزارش یک راز» با ۴۶۴ صفحه، حاصل تهیه، گردآوری و تدوین کارگروه تدوین متون سازمان بسیج اساتید دانشگاهها و مراکز آموزش عالی و پژوهشی است و از سوی دانشگاه تهران منتشر شده است؛ اثری که تلاش میکند ابعاد علمی، شخصیتی و معنوی او را در کنار یکدیگر به روایت درآورد.
انتهای پیام/
۱۱ هزار دانش آموز زیر چتر مهربانی معلمان جان فدا جمع شدند
به گزارش روابط عمومی سازمان بسیج علمی، پژوهشی و فناوری کشور، با آغاز جنگ رمضان و حمله دشمنان به ایران، مدارس تعطیل شدند و این تعطیلی، نگرانی افت تحصیلی دانشآموزان مقاطع مختلف را در پی بحران به همراه داشت.
طلوع یک نهضت در دل تاریکی؛
سازمان بسیج علمی، پژوهشی و فناوری تهران بزرگ به منظور پشتیبانی تحصیلی از دانش آموزان به عنوان آینده سازان این سرزمین، با ایجاد شبکهای گسترده از معلمان و مربیان در سطح شهر تهران، دست به یک جهاد در عرصه علم زدند.
دکتر مجید صحراگرد مسئول سازمان بسیج علمی، پژوهشی و فناوری تهران بزرگ در حاشیه برگزاری رزمایش ۳۱۳ هزار نفری جانفدایان ایران در پایتخت، در خصوص این اقدام بیان کرد: طرح نهضت علمی جانفدا، با هدف حمایت تحصیلی از دانشآموزان مقاطع مختلف و با محوریت پایگاه های مقاومت بسیج در سطح تهران بزرگ، به عنوان یکی از بزرگترین رویدادهای جهادی ـ آموزشی در شرایط بحران کلید خورد. در فضای جنگ در پی اصابت ها در شهر تهران، دانشآموزان امکان حضور در مدارس را نداشتند و ما با یک خلأ آموزشی مواجه بودیم؛ لذا با توجه امر رهبر شهید (رضوان الله علیه) که فرمودند: «شتاب علمی کشور نباید کاهش یابد و یا متوقف شود، بلکه این شتاب باید برای سالهای طولانی و تا رسیدن به نقطه اوج علمی حفظ و تقویت شود»، تلاش کردیم در جهت تحقق این مهم گام برداریم تا خلأ ایجاد شده موجب آسیب به آینده دانشآموزان نشود و شتاب علمی ایجاد شده، کاهش نیابد. در نتیجه بیش از ۶۰۰ پایگاه مقاومت بسیج در سطح شهر تهران برای نقش آفرینی در این طرح فعال شدند و امروز تعدادی از این معلمان جهادی در رزمایش عظیم ۳۱۳ هزار نفری جانفدایان ایران، حضور داشتند.
آماری که از یک حماسه حکایت دارد؛
او افزود: نهضت علمی جانفدا با فراخوان ثبت نام معلمان و مربیان جهادی توسط پایگاه های مقاومت بسیج سطح شهر، موفق به جذب مدرسان از تمام مقاطع تحصیلی شد و بخشی از این معلمان، در قلب اجتماعات شبانه مردم در میادین شهر، با مراجعه به غرفه های جهاد علمی پایگاهها به نهضت پیوستند. این رویکرد باعث شد که شمار معلمان داوطلب به رقم قابل توجه ۲۷۹۶ نفر برسد و از آموزگاران پایه های ابتدایی تا دبیران مقطع متوسطه دوم و حتی مشاوران تحصیلی کارآزموده، با تعهد و دلسوزی در این نهضت گرد هم آمدند.
دبیر نهضت علمی جانفدا عنوان کرد: هر معلم براساس تخصص و منطقه جغرافیایی، در هستههای آموزشی جای گرفت و برای تدریس برنامهریزیهای لازم انجام شد و نتیجه این سازماندهی منظم، حضور فعال معلمان در کلاسها بود.
دکتر صحراگرد تاکید کرد: یکی از نقاط قوت این طرح، توجه همزمان به دو شیوه آموزش حضوری و مجازی بوده و براساس آمار ۸۷ درصد کلاسها به صورت حضوری برگزار شده است و ۶۰ درصد از کلاسها نیز به شکل مجازی دایر شدهاند که این آمار، ناشی از تدریس همزمان در هر دو شیوه برای برخی از معلمان است و این رویکرد دوگانه، موجب شد تا هیچ دانش آموزی از چرخه آموزش خارج نشود.
وی در خصوص میزان کلاسهای برگزار شده، شرح داد: نکته قابل توجه دیگر، کمیت بالای ساعات آموزشی است. بر این اساس، در هر هفته مجموعا ۴۸۶۴ ساعت کلاس شامل تدریس مباحث جدید، رفع اشکال دروس و مشاوره تحصیلی برگزار شده که این آمار گویای تلاش و پشتیبانی همه جانبه دست اندرکاران این نهضت است. در مقابل این ساعات پربار، حضور ۱۱ هزار دانش آموز، نشان از استقبال چشمگیر دانشآموزان و خانوادهها دارد به طوریکه این آموزشها در طی برپایی تجمعات شبانه در خیابانها و میادین، در غرفه های جهاد علمی پایگاه ها نیز ادامه داشته است.
ظرفیتی ایدهآل برای جمعبندی دروس با بازدهی بالا؛
معاون علمی سپاه تهران بزرگ خاطرنشان ساخت: در این طرح علاوه بر کلاسهای آموزشی، اردوهای مطالعاتی نیز در نظر گرفته شد و بیش از ۲۰۰ پایگاه به برگزاری این اردوها پرداختند تا فضایی متمرکز برای مطالعه فراهم آورند و دانشآموزان به واسطه حضورشان، از ظرفیتهای همافزایی آموزشی استفاده کنند و با برنامه ریزی فشرده اما دقیق، عقب ماندگیهای احتمالی خود را جبران نمایند. با توجه به برگزاری این اردوها در آستانه ایام امتحانات، افزایش بهرهوری تحصیلی در محیطی انگیزشی و گروهی به صورت جدی دنبال میشد تا این فضا با ایجاد عادتهای درست مطالعه، ادامه مسیر را هموار کند و در نهایت با برپایی حلقههای پرسش و پاسخ توسط اساتید برجسته، جمعبندی دروس با کیفیت بهتر انجام شده و به یک جهش در روند تحصیلی منجر شود.
روایتی از بزرگترین عملیات هدایت تحصیلی در دل بحران؛
دکتر صحراگرد با اشاره به ارائه مشاوره تحصیلی در طرح نهضت علمی جانفدا بیان کرد: در این طرح، در راستای کمک به دانشآموزان برای شناسایی تواناییها، کشف علایق و اتخاذ تصمیم آگاهانه در مسیر تحصیل و حرفه آینده، مشاوران متبحر به ارائه خدمات تخصصی از جمله خودشناسی و ارزیابی همه جانبه، انتخاب رشته عاقلانه، تدوین برنامههای مطالعاتی، مدیریت زمان و کاهش اضطراب و آمادگی برای آزمون کنکور پرداختند. در مجموع نزدیک به ۳۰۰ جلسه مشاوره تحصیلی جامع و تخصصی برگزار گردید تا دانشآموزان با بهرهگیری از اطلاعات درست، همراه با آرامش بیشتری به سوی موفقیت حرکت کنند و اهداف شغلی و آینده علمی آنها در مسیر امنتری طی شود.
نگاه به آینده نهضتی که تمام شدنی نیست؛
مسئول سازمان بسیج علمی تهران بزرگ تصریح کرد: آنچه رقم خورد فراتر از یک فعالیت مقطعی و کوتاه مدت بود. این نهضت با تکیه بر ظرفیت مردمی توانست در مدت زمان کوتاهی، ساختاری منسجم و کارآمد برای ادامه فرآیند آموزش در شرایط بحرانی ایجاد کند. امروز به برکت همت معلمان، تجربهای فوقالعاده در مدیریت بحرانهای آموزشی به دست آوردهایم و این تجربه، سرمایهای عظیم برای آینده است که با اتکا به آن، فردایی درخشانتر خواهیم ساخت.
او یادآور شد: نکته کلیدی که نهضت علمی جانفدا را از بسیاری از اقدامات مشابه متمایز میکند، نگاه بلندمدت آن است. عزم جدی سازمان بسیج علمی تهران بزرگ بر آن است تا با تداوم این حرکت، این شبکه عظیم آموزشی را گسترش داده تا این کاروان عظیم علمی از حرکت نایستد. این نهضت نشان داده که با همت جمعی میتوان از دل توقف، فرصتی برای پیشرفت ساخت.
پیام نهضت علمی جانفدا به گوش جهانیان؛
آنچه در نهضت علمی جانفدا رخ داد، فراتر از یک اقدام بومی است. این طرح یک پیام روشن به تمام جهان است که ملت ایران اسلامی، حتی در سختترین شرایط، به پیشرفت علمی و تربیت نسل آیندهساز خود میاندیشد. این نهضت نشان میدهد که هرگز نمیتوان اراده مردم این سرزمین را برای پیشرفت متوقف کرد. اینجا معلمان با عشقشان سنگر علم را حفظ کردند و دانشآموزان با حضورشان به دشمنان ثابت کردند که نسل آینده ایران، با آگاهی و صلابت، مسیر شکوفایی علمی کشور را طی خواهد کرد.
تبیین نقش «بسیج علمی» در تمدنسازی و حل مسائل ملی/ نشست هماندیشی معاونین علمی سپاههای استانی برگزار شد
به گزارش روابط عمومی سازمان بسیج علمی، پژوهشی و فناوری کشور، نشست دو روزه معاونین علمی، پژوهشی و فناوری سپاههای استانی با حضور فرماندهان، مسئولان و مدیران ارشد بسیج، در تهران و با هدف تبیین برنامهها، اهداف استراتژیک و بازخوانی نقشه راه تحول در حوزه دانش و فناوری برگزار شد.
در این نشست، با تأکید بر ضرورت تعالی کشور در سایه تولید علم و تربیت عالمان، بر این نکته تأکید شد که دستیابی به جایگاه ویژه در نظم جهانی و حرکت به سوی نظم مبتنی بر عدل الهی، مستلزم بسیج مردمی در ایجاد تصویری از حکومت جهانی مبتنی بر معرفت و اخلاق است.
رویکرد جدید: از تولید علم تا حل مسئله
رئیس سازمان بسیج علمی، پژوهشی و فناوری کشور در جریان این نشست، با ارائه سازوکار جدید معاونت علمی، راهبردها و نقشه راه این سازمان را ترسیم کرد.
وی با اشاره به ضرورت تحقق مطالبات رهبر انقلاب (مدظلهالعالی)، بسیج علمی را به عنوان بازوی تخصصی و حلمسئله برای کشور و دولت معرفی کرد.
وی رویکرد جدید را بر سه رکن؛ تشخیص درست مسئله، شناسایی خبرگان و بهکارگیری الگوی درست برای حل مسائل استوار دانسته و در ادامه، مأموریتهای «اقشار دانشور»، را برشمرد و همچنین بر توسعه فردی متخصصین در جایگاههای مختلف تأکید کرد و طرحهای توسعهای همچون «پایگاه میدان» با حضور اقشار دانشور را از اولویتهای اجرایی برشمرد.
تحول در ساختار: از پایگاه محله تا مجمع نخبگانی
بیان ظرفیت های اصلی بسیج، تاکید بر ظرفیتهای اعتباری انقلاب اسلامی و نقش بسیج در هویتبخشی به نهادهای محلی و تشکیل «مجمع نخبگانی»، برای مدیریت و حل مسائل پیچیده و درهمتنیده کشور از جمله موضوعات مطرح شده در این نشست علمی بود .
سه رکن اصلی تحول بسیج علمی
جریانسازی و جهتبخشی: ایجاد امید و هویتبخشی به نیروهای علمی. تربیت کادر تراز:تربیت عالمان و نیروهای انسانی متناسب با نیازهای تمدنی.تولید علم نافع: تولید دانشی که در بستر حل مسائل واقعی کشور و ارتقای جایگاه ایران به عنوان یک ابرقدرت جهانی، قرار گیرد. محورهای مطرح شده در این نشست تخصصی گزارش شده است .
در پایان، بر ضرورت پیوند میان طرحهای ملی، بازخوانی نقشه راه تحول و بهرهگیری از ظرفیتهای استانی برای تبدیل «الگوهای علمی» به «اجرای میدانی» تأکید شد.
انتهای پیام/
