رفتن به محتوای اصلی

«شعله‌های خیس لبخند»؛ روایتی از مهندسی که علم را به قیمتِ زندگی‌اش رها نکرد

کد خبر : 623
جمعه 3 مهر 1405 - 20:43
شهید رضایی نژاد

کتاب «شعله‌های خیس لبخند؛ پژواکی از شخصیت شهید مهندس داریوش رضایی‌نژاد» از پشت عنوان یک شهید هسته‌ای، به سراغ انسانی می‌رود که از کودکی با کنجکاوی و دقت شناخته می‌شد و در سال‌های فعالیت علمی، تجربه آزمایشگاهی و توان مهندسی‌اش او را به چهره‌ای کم‌نظیر در حوزه تخصصی خود تبدیل کرد؛ روایتی که در واپسین روزهای زندگی او، میان یک هشدار امنیتی و یک پیشنهاد تازه علمی، به نقطه‌ای تلخ و ماندگار می‌رسد.


به گزارش روابط عمومی سازمان بسیج علمی، پژوهشی و فناوری کشور، کتاب «شعله‌های خیس لبخند؛ پژواکی از شخصیت شهید مهندس داریوش رضایی‌نژاد» به تهیه، گردآوری و تدوین کارگروه تدوین متون سازمان بسیج اساتید دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی و پژوهشی منتشر شده و چهارمین جلد از مجموعه «روز راز» است؛ مجموعه‌ای که هر جلد آن به بازخوانی شخصیت و زندگی یکی از شهدای جهاد علمی اختصاص دارد. این کتاب در سال ۱۳۹۲ توسط مؤسسه انتشارات دانشگاه تهران منتشر شده و ۳۴۴ صفحه دارد.

برای شناخت داریوش رضایی‌نژاد، شاید لازم باشد از روزی بسیار دورتر از روز شهادتش شروع کرد؛ از زمانی که هنوز خبری از عنوان‌های دانشگاهی و فعالیت‌های تخصصی نبود. روایت خواهر بزرگ‌تر او در کتاب، کودکی را تصویر می‌کند که برخلاف بسیاری از هم‌بازی‌هایش، کمتر وارد قهر و درگیری می‌شد و از همان سال‌ها به آرامش، نظم و ظرافت رفتاری شناخته می‌شد. او اهل بازی بود، اما کم؛ و مهم‌تر از همه، به گفته نزدیکانش، کسی را نمی‌رنجاند و کسی نیز از او خاطره‌ای منفی نداشت.این ویژگی‌ها بعدها در شخصیت حرفه‌ای او نیز شکل دیگری پیدا کرد. یکی از همکاران نزدیک رضایی‌نژاد در روایت خود، سطح توانایی او را فراتر از مدرک دانشگاهی توصیف می‌کند؛ مهندسی که پشتوانه‌اش تنها تحصیلات نبود، بلکه سال‌ها تجربه آزمایشگاهی و اجرایی در تخصص خود داشت. در همان روایت، از او به‌عنوان فردی آگاه به جزئیات کار علمی یاد می‌شود که در حوزه تخصصی خود جایگاهی ممتاز پیدا کرده بود. نکته مهم‌تر اما این است که رضایی‌نژاد، برخلاف کسانی که ممکن است مسیر علمی را با رسیدن به مقام و عنوان بسنجند، علاقه‌ای به پست، پول و مقام نداشت و تمرکز اصلی‌اش بر کار علمی بود.

ساختار ۳۷ فصل این کتاب، از «استعداد ویژه» و «ویژگی‌های اجتماعی یک مهندس» تا «مهندس‌ها در پروژه مشترک ایران و آلمان»، «پختگی‌های یک دانشجو یا استاد»، «دیدگاه یک استاد»، «زندگی زیر تیغ»، «عیار نه گفتن»، «پاسداری از هویت»، «سلام آرمیتا» و «به نام پدر» امتداد پیدا می‌کند. همین تنوع، نشان می‌دهد که نویسندگان به دنبال ساختن تصویری تک‌بعدی از یک دانشمند شهید نبوده‌اند؛ بلکه خواسته‌اند مسیر شکل‌گیری شخصیت علمی، حرفه‌ای، اجتماعی و خانوادگی او را کنار هم قرار دهند.

یکی از روایت‌های قابل تأمل کتاب، به نگاه نزدیکان رضایی‌نژاد به زندگی او بازمی‌گردد؛ انسانی که موفقیت را فقط در مدرک، جایگاه و امکانات نمی‌دید. در خاطرات مربوط به او، از بی‌اعتنایی‌اش به پست و مقام و ترجیح‌دادن مشغله‌های علمی سخن گفته می‌شود؛ تصویری که در کنار روایت توانایی‌های فنی و تجربه آزمایشگاهی او، معنای «مهندس» را از یک عنوان شغلی فراتر می‌برد. این همان وجهی است که «شعله‌های خیس لبخند» تلاش می‌کند از میان خاطرات نزدیکانش بیرون بکشد: شخصیتی که علم برایش صرفاً یک حرفه نبود.

کتاب «شعله‌های خیس لبخند؛ پژواکی از شخصیت شهید مهندس داریوش رضایی‌نژاد» به تهیه، گردآوری و تدوین کارگروه تدوین متون سازمان بسیج اساتید دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی و پژوهشی، در سال ۱۳۹۲ توسط مؤسسه انتشارات دانشگاه تهران منتشر شده و ۳۴۴ صفحه دارد.

ارسال توسط : مدیر
بازدید
0 دیدگاه