رفتن به محتوای اصلی

یادداشت ویژه

یادداشت:

به گزارش روابط عمومی سازمان بسیج علمی، پژوهشی و فناوری ، دکتر علی اصغری صارم، عضو هیات علمی گروه مدیریت دانشگاه بوعلی‌سینا نامه‌ای دست نویس به رزمندگان ایران اسلامی نوشت.

 در متن نامه این استاد دانشگاه آمده است:

«به نام خدا»

از یک معلّم دانشگاه
به یک معلّم زندگی

فرزند ایران، رزمنده عزیز میهن!
از تو سپاس‌‌گزاریم که در آماج حمله‌های بی‌امانِ صاحبان زر و زور و حامیان تزویر سینه سپر کردی و ایستاده در غبار، اما نستوه و استوار، از مامِ میهن دفاع کردی.

درود خدا بر تو باد که برای ایران‌زمین از جان گذشتی و دلاورانه جنگیدی و مقتدرانه از نان و نام و شرف‌مان، از کیانِ وطن‌مان و از آب‌و‌خاک اجدادی‌مان دفاع کردی. مرد میدان، جانِ ایران، تو در سنگر و پشت خاک‌ریزهای جبهه به ما در سنگر دانش درس شرافت‌، غیرت، جرأت و آزادگی دادی!

ای فرزند غیور و برومندِ وطن! 
قدردان توئیم که به اراده الهی‌ و به همت بلند تو و همرزمانت بود که برای اکنون و برای همیشه می‌توانیم از عمقِ جان بسرائیم که؛ «همواره ایران بوده و همواره ایرانیم.»

از خداوند بزرگ استواری گام‌هایت، صلابت دستانت و استحکام ایمانت را می‌طلبم و امید دارم که در همه حال پشت‌وپناه و یاری‌گرت باشد.

ارادتمندت و جان‌فدای ایران؛
علی اصغری صارم
عضو هیئت علمی گروه مدیریت دانشگاه بوعلی سینا همدان

 

یادداشتی علمی؛

به گزارش روابط عمومی سازمان بسیج علمی، پژوهشی و فناوری کشور و به نقل از دانشگاه جامع انقلاب اسلامی، در این متن که به قلم دکتر سید حجت‌الحق حسینی مشاور ریاست دانشگاه جامع انقلاب اسلامی  تنظیم شده، بر اساس استناد به منبعی پژوهشی با عنوان «خلیج فارس: اطلس نقشه‌های قدیمی و تاریخی»، به بازتاب نام‌های مختلف این پهنه آبی در نقشه‌ها و منابع کهن پرداخته شده است. نویسنده تأکید می‌کند که در این اطلس، از دوره‌های بسیار کهن تا سده‌های میانی، نام‌هایی مانند دریای پارس، خلیج ایرانی، خلیج فارس و الخلیج الفارسی به‌صورت مستند ثبت شده‌اند.

بر اساس این یادداشت، در بخش‌هایی از اطلس یادشده، نقشه‌ها و داده‌های تاریخی منتسب به شماری از جغرافی‌دانان و دانشمندان برجسته جهان اسلام، از جمله خوارزمی، بتانی، قزوینی، مسعودی، اصطخری، ابن‌حوقل، مقدسی، ادریسی و خواجه نصیرالدین طوسی بررسی شده است. نویسنده از این مسیر می‌کوشد نشان دهد که نام خلیج فارس نه‌تنها در منابع متأخر، بلکه در سنت علمی و جغرافیایی کهن نیز حضوری روشن و مداوم داشته است.

همچنین این یادداشت علاوه بر جنبه تاریخی و علمی، در امتداد رویکردی هویتی نیز قرار دارد و بر اهمیت پاسداشت نام‌های تاریخی و مستند در متون علمی تأکید می‌کند. به این ترتیب، متن حاضر را می‌توان نمونه‌ای از پیوند میان پژوهش کتابخانه‌ای، تاریخ جغرافیا و روایت هویتی ایران دانست.

در ادامه متن کامل یادداشت و تصاویر پیوست آمده است:

 

به انگیزه نکوداشت روز ملّی خلیج فارس

«دریای پارس» در آثار علّامه خواجه نصیرالدّین طوسی

دکتر سیّد حجّت الحق حسینی؛ مشاور ریاست دانشگاه جامع انقلاب اسلامی

  • روایت دیروز:

در اوج گرمای تابستانی تیر ۱۳۹۶ش. در دفتر معاونت پژوهشی واقع در طبقه چهارم ساختمان مرکزی دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدّین طوسی، سخت سرگرم پژوهش بودم. آن اتاق زیبا و پر از منابع مطالعاتی و تحقیقاتی، از نسخة خطّی و چاپ سنگی تا کتاب های چاپی و الکترونیک هنوز هم در نهانخانه ذهنم خاطره انگیز است.

سکوت عمیقی جاری بود و محو کارهای تحقیقی ام بودم. ناگهان، با شنیدن صدای گیرا و دیدن چهره شاداب معاون پژوهشی دانشگاه در کنار مرد محترم جاافتاده ای به خودم آمدم. دکتر مهدی احسانیان، مردی اثرگذار، امیدآفرین و پرکاری است که اعتبار و پشتوانه متین پژوهش بوده و هستند. من همواره، مرهون مهر بی دریغ شان بوده و هستم. ایشان، آن مرد محترم را آقای دکتر فرهاد فخّاری تهرانی، دانشیار معماری دانشگاه شهید بهشتی معرّفی کردند. گفت و شنیدی میان ما درگرفت و من ماندم و جناب دکتر تهرانی و دنیایی از دانایی و روشنایی و مهر.

پس از شناخت آغازین، آرام آرام این دانشور دانای فروتن را کشف کردم. صفایی عجیب داشت و مهربانی‌اش جاری بود. به قول دوست قدیمی‌ام، جناب دکتر بهرام گرامی(مشاور علمی دائره المعارف ایرانیکا):« از همان لحظه نخست آشنایی، دوستی آغاز شد.» پرسش‌های مهم و بنیادینی از تاریخ نقشه نگاری و پیشینه دانشکده مهندسی نقشه برداری دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدّین طوسی داشتند. چند ساعتی را به گفتگو گذراندیم و سخن های دانشورانه ای گفتیم. آن روز به استاد گفتم که جغرافیا و نجوم، همسایگان علمی خوبی هستند و من دلدادةه نقشه و نقشه نگاری هستم. گفتم که یکی از آرزوهای من، نگارش تاریخ نقشه برداری ایران، از روزگارکهن تا ۱۳۵۷ش. است.

در آن روزگار، پژوهش و نگارش کتاب «تاریخ دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدّین طوسی: نخستین دانشگاه صنعتی ایران» و نیز کتاب «کتاب شناسی جامع خواجه نصیرالدّین طوسی» به پایان رسیده بود و ما با تمام توان و امکان بر پژوهش«بازشناخت میراث علمی و فرهنگی علّامه خواجه نصیرالدّین طوسی» تمرکز یافته بودیم؛ پژوهشی سترگ و غیرتی بزرگ. پژوهشی که هنوز جاری و برکت آفرین و زایاست. اینگونه کارها هرگز ممکن نبود مگر به حمایت عالمانه و حمیّت حکیمانه جناب استاد دکتر علی خاکی صدّیق، ریاست دانشگاه و نخستین چهره برگزیدة مهندسی کشور به انتخاب فرهنگستان علوم جمهوری اسلامی ایران.

رفته رفته، دوستی علمی و فرهنگی و پژوهشی بین ما بالنده و بالنده‌تر شد. به لطف حضرت حق به کتابخانه پربار استاد راه پیدا کردم و بهره‌ها بردم. کتاب‌های بسیاری را کریمانه به من هدیه دادند و من همواره مرهون مهر شان بوده ام. 

دکتر تهرانی، دانشور توانا و محقّق دانایی است که از ایشان آثار ارزشمندی همچون:

  • اسناد تصویری شهرهای ایرانی دورة قاجار. چ۱. تهران: دانشگاه شهید بهشتی و پژوهشگاه سازمان میراث فرهنگی کشور، ۱۳۷۸ش. ۳۰۰ ص. قطع سلطانی

  • Persian Gulf: Atlas of Old and Historical Maps (3000 B.C. – 2000 A.D.) First Edition. Tehran: Ministry of Foreign Affairs, Center for Documents and Diplomatic History,2005/1384.

این کتاب«خلیج فارس: اطلس نقشه های قدیمی و تاریخی» در دو جلد، به زبان انگلیسی و در قطع رحلی از سوی مرکز پژوهش های اسناد و تاریخ دیپلماسی وابسته به وزارت امور خارجه ج.ا.ایران، در ۱۳۸۴ش. و در ۵۸۴ صفحه و تمام رنگی به چاپ رسیده است.

  • نگاره های گرمابه: فرهنگ رفتاری و معماری گرمابه در نگاره های قرن ۹ تا ۱۲ق. چ۱. اصفهان: سازمان فرهنگی و تفریحی شهرداری اصفهان، بهار ۱۳۹۴ش. ۹۰ص. قطع رحلی

انتشار یافته است که مراجع تحقیقی معتبر هستند.

روز ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۷ش. «روز ملّی خلیج فارس» در میانه گفتارهای علمی و پژوهشی ما، سخن از حوزه جغرافیا و نقشه‌های خلیج فارس به میان آمد. ایشان به من گفتند:« هیچ می دانید که علَامه خواجه نصیرالدّین طوسی، نقشه هایی از خلیج فارس را ترسیم کرده است که در برخی کتاب های دیگر گزارش شده و به آنها ارجاع داده اند؟» این جمله را گفتند و سپندوار از جا جهیدند. به سمت کتابخانه رفتند و کتاب دو جلدی سنگین و بزرگ «خلیج فارس: اطلس نقشه های قدیمی و تاریخی» را آوردند. وصف کتاب را گفتند و نام خواجه نصیرالدّین طوسی را جستجو کردند. نقشه ها را یافتند و گفتگوهای عالمانه آغاز شد. 

پیشتر، می دانستم که علّامه خواجه نصیرالدّین طوسی در جغرافیا آثاری همچون المسالک و الممالک یا اقالیم سبعه داشته اند و ۳ نسخة خطّی از آنها را نیز فهرست نویسی وگزارش کرده بودم. (حسینی، ۱۳۹۵: ۱۸۵) امّا این موضوع مرا به بهتی عظیم فرو برد و ابهت خواجه را در نظرم بزرگتر کرد... 

  • درایت امروز:

صبحگاه شنبه ۹ اسفند ۱۴۰۴ش. کشور عزیزمان ایران، مورد تهاجم وحشیانه دشمنان آمریکایی و صهیونی قرار گرفت و ملّت ایران داغدار شد. داغدار امّا پرصلابت و با اقتدار ایستاد. رزمندگان توانای جمهوری اسلامی ایران در میدان و مردم فهیم در خیابان، عزّت و عظمت ایران را به جهانیان نشان دادند. در این میانه نبرد بس نابرابر، مردکی نادان و بدکاره واژه‌های برساخته «خلیج عربی و تنگه ترامپ» را بر زبان آورد. اگرچه، آن حرف یاوه را هیچ اعتباری نیست امّا مرا انگیزه ای شد تا از بنان و بیان مراد خویش، علّامه خواجه نصیرالدّین طوسی سخنی مستند را بازگو کنم. به راستی و به فرمایش جناب جلال الدّین محمّد بلخی، شاعر و عارف بزرگ ایرانی:

مَه فشاند نور و سگ عو عو کند        هر کسی بر طینت خود می تند

پشتوانة اعتبار آفرین و اعتمادساز این نوشتار علمی، پژوهشی همان کتاب ارجمند «خلیج فارس: اطلس نقشه های قدیمی و تاریخی» است که از پژوهشگر دانشور و پدیدآورنده بیشنور آن، جناب دکتر فرهاد تهرانی هدیه گرفته ام.

«خلیج فارس: اطلس نقشه های قدیمی و تاریخی» ، کتابی دو جلدی است که در جلد اوّل و در بخش نخست  آن از ۲۵ دانشمند جغرافیدان و منبع پژوهشی، از ۳۰۰۰ سال پیش از میلاد حضرت مسیح(سلام الله علیه) تا سال ۷۹۸م. شمار ۵۶ نقشه با بازنمایی نام و برابرنهاده «دریای پارس/ خلیج ایرانی/ خلیج فارس/ الخلیج الفارسی و ...» را دربرگرفته است. این بخش از کتاب از صفحة ۳ تا صفحة ۴۶ سامان گرفته است. تمام نقشه های کتاب رنگی است و روشنگری های معتبری درباره پدیدآورنده، نام کتاب، محل نگهداری و تاریخ رسّامی اثر آمده است. نام و نشانی از نگارش ها و گزارش‌های بطلمیوس  و هیرودوت از دوران یونان باستانی نیز چشم نواز است. چاپ پاکیزه و صفحه آرایی هنرورانه آن بر روی کاغذ گلاسه، از ارزش های افزوده چنین اثری است.

بخش دوم همین کتاب از صفحه ۴۷ تا ۱۹۲ دربردارندة ۱۶۰ نقشه از سال های ۷۵۰ م./ ۲۹ق. تا ۱۵۰۰م./ ۸۷۹ق. است. در این بخش از ۶۲ دانشمند و گردشگر و جغرافیدان از سرزمین های اسلامی تا دیار فرنگ به ترتیب سیر تاریخی و زمان تدوینی، نقشه آمده است. نام های ابوجعفر محمّد بن موسی خوارزمی، بتّانی، کِندی، قزوینی، مسعودی، اصطخری، ابن حوقل، مقدسی، ابن زرقاله، ادریسی، ابن عربی، یاقوت حموی و خواجه نصیرالدّین طوسی در این میان دیدنی است. شمار نام های دانشمندان مسلمان ۳۵ تن است و نام ۲۷ نفر از پژوهشگران دیار مغرب زمین هم آمده است.

بخش سوم از صفحه ۱۹۳ تا ۲۸۰ کتاب، دربردارندة ۱۱۳ نقشه از سال ۱۵۰۰م./۸۷۹ق. تا ۱۸۰۰م./۱۱۷۹ق. است. در این بخش از  کتاب، از ۱۷۳ نفر گردشگر، جغرافیدان و دانشور، نقشه و اثر رسّامی گزارش شده است.

سه نقشه جغرافیایی از علّامه خواجه نصیرالدّین طوسی در این کتاب آورده شده است که در آنها عبارت «دریای پارس» چشم نواز است. شخصیّت عظیم الشّآن و جلیل القدر دانشمندی چون خواجه بزرگوار، اهتمام داشته است که همواره نام «دریای پارس» در متن های علمی قرن هفتم و در اوج روزگار فتنه و آشوب در ایران به زیبایی تمام در آثار ایرانی و اسلامی ، ثبت شده و دیده شود.

  • در بخش دوم جلد نخست و در صفحه ۱۰۶ کتاب، نقشه ای از علّامه خواجه نصیرالدّین طوسی دارد که در آن نام «دریای پارس» آمده است. این نقشه از نسخه خطّی کتاب «صور الاقالیم» در صفحة ۲۲۴ پشت گرفته شده است که اکنون در کتابخانه ملّی وین با شماره۱۲۷۱ نگهداری می شود. 

  • در صفحه های ۱۰۸ و ۱۰۹ همین کتاب، نقشه ای از جهان به روایت «خواجا نصیرالدّین طوسی» در ۱۲۶۱م./ ۶۴۰ق. بر پایه گزارش کتاب «زیج ایلخانی» چاپ شده است که آن را Joachim Lelewel  در ضمن بازگردانی زیج ایلخانی از نقشه در تاریخ ۱۴۴۸م./ ۸۲۷ق. آورده است. لِلِوِل، کتاب خود را با نام «جغرافیای عصر میانه» در ۱۸۵۰م./ ۱۲۲۹ق. در شهر بروکسل کشور بلژیک منتشر کرده است. در این نقشه عنوان«پارسیا» به روشنی تمام دیده می شود. 

  • در صفحه ۱۱۰ همین کتاب، نقشه ای از علّامه خواجه نصیرالدّین طوسی با عنوان« نقشه عالم» چاپ شده است که از نسخه خطّی کتاب«المسالک و الممالک» ابراهیم اصطخری(استخری) برگرفته شده است. عنوان «دریای پارس» در این نقشه به زیبایی تمام جلوه گر است. این کتاب اکنون در کتابخانه ملّی وین اتریش نگهداری می شود. 

    Image removed.

    Image removed.

جلد دوم این کتاب ارجمند، اقیانوس دراز دامنی است که بازشناخت آن زمانی فراخ می خواهد و از موضوع این نوشتار خارج است..

 

روشنگری:

علّامه خواجه نصیرالدّین طوسی، دانشمند نامدار و فیلسوف نامور ایران زمین است. نامش محمّد بن محمّد بن حسن طوسی است. در روز شنبه ۱۱ جمادی الاول  ۵۹۷ق. در طوس زاده شده است. دانشمند برجسته ای است که به ایران و جهان اسلام و تشیّع خدمات چشمگیری کرده است. لقب های «استاد بشر» و «خواجه» و «عقل حادی عشر: عقل یازدهم» بر عظمت شخصیّت علمی و دینی او و بر بزرگی جایگاهش دلالت دارد. (حسینی، ۲۶۰:۱۳۹۷) 

پژوهش های ملّی و بین المللی نشان می دهد که ایشان ۲۲۴ جلد کتاب و رساله در ۲۲ رشتة علمی(اخلاق، ادبیّات، اقتصاد، پزشکی، تاریخ، تعلیم و تربیت، تفسیر و علوم قرآنی، جغرافیا، دعاپژوهی، ریاضیّات، عرفان، فقه، فلسفه، فیزیک، کانی شناسی، کلام، منطق، موسیقی، نجوم و ...) به زبان های فارسی و عربی نگارش کرده است. (حسینی، ۷۸:۱۳۹۵) نزدیک ۷۰۰۰ مدخل کتاب شناختی از علّامه خواجه نصیرالدّین طوسی، در سراسر جهان و به ۱۸ زبان بین المللی گزارش شده است. (حسینی، ۵۳:۱۳۹۵)

ابراهیم اصطخری(استخری)، جغرافیدان و نقشه نگار برجستة ایرانی در سدة چهارم قمری  است که در شهر استخر استان فارس به دنیا آمده است. در بزرگسالی به بغداد رفته است و از آنجا جهانگردی را آغاز کرده است. کتاب های «صور الاقالیم» و «المسالک و الممالک» او دربردارندة اطّلاعات فراوان جغرافیایی و تاریخی است. آثار استخری از منابع مهم پژوهش در جغرافیا و تاریخ سرزمین های اسلامی به ویژه ایران به شمار می رود. (حسینی،۳۲۷:۱۳۹۰)

عظمت فرهنگ ایران و عزّت ایرانیان در سایه سار فرهنگ تابناک قرآن و عترت(صلوات الله و سلامه علیهم اجمعین) جاودانه  است.

منابع:

  • فخّاری تهرانی، فرهاد و دیگران. خلیج فارس: اطلس نقشه های قدیمی و تاریخی. چ۱. تهران: مرکز پژوهش های اسناد و تاریخ دیپلماسی وابسته به وزارت امور خارجه ج.ا.ایران، ۱۳۸۴ش. 

  • حسینی، سیّد حجّت الحق. تاریخ دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدّین طوسی: نخستین دانشگاه صنعتی ایران. چ۱. تهران: دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدّین طوسی، ۱۳۹۷ش.

  • حسینی، سیّد حجّت الحق. کتاب شناسی خواجه نصیرالدّین طوسی. چ۱. تهران: دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدّین طوسی، ۱۳۹۵ش.

  • حسینی، سیّد حجّت الحق و دیگران. ۱۰۰۱ اختراع: میراث مسلمانان در جهان ما. چ۱. تهران: نشر طلایی، ۱۳۹۰ش.

    انتهای پیام/

یادداشت روز:

به گزارش روابط عمومی سازمان بسیج علمی، پژوهشی و فناوری کشور، در متن این یادداشت آمده است :

در سال‌های اخیر، تکرار ورود غیرمجاز ریزپرنده‌ها و پهپادهای نظامی و جاسوسی به حریم هوایی ایران، چه در استان‌های مرزی مانند ایلام، خوزستان و سیستان‌وبلوچستان و چه در مناطق مرکزی نظیر نطنز، نمونه‌ای بارز از چالشی است که فناوری‌های بدون‌سرنشین برای اصل حاکمیت هوایی کشورها ایجاد کرده است. مستندات فنی منتشرشده در پرونده‌هایی چون RQ‑170 (۲۰۱۱)، گلوبال هاوک RQ‑4 (۲۰۱۹) و MQ‑9 (۲۰۲۵)، همراه با موارد متعدد ورود پهپادهای رادارگریز در سال ۲۰۲۵، نشان می‌دهد مسئله صرفاً یک نقض محدود مرزی نیست، بلکه پدیده‌ای فراگیر است که از منظر حقوق بین‌الملل هوایی و امنیت جمعی، ذیل قواعدی چون ماده ۱ و ۸ کنوانسیون شیکاگو و ماده ۵۱ منشور ملل متحد قابل تحلیل است. واکنش‌های حقوقی، دیپلماتیک و تقنینی ایران از ارائه شکایت رسمی تا تدوین قوانین جامع ساماندهی پهپادها و تشدید مقررات ضدجاسوسی نیز در چارچوب الگوی رایج دولت‌ها در مواجهه با ورود بی‌مجوز سامانه‌های بدون‌سرنشین قابل بررسی است؛ الگویی که در گزارش‌ها و تحلیل‌های نهادهای پژوهشی بین‌المللی نیز به‌عنوان روندی رو‌به‌گستر در مدیریت نقض‌های هوایی شناخته می‌شود.

گسترش استفاده از پهپادها و ریزپرنده‌های نظامی در سال‌های اخیر، پرسش‌های تازه‌ای را در حوزه حقوق بین‌الملل ایجاد کرده است. اگرچه قواعد کلاسیک حقوق بین‌الملل به‌صراحت بر حاکمیت کامل دولت‌ها بر حریم هوایی خود تأکید دارند، اما پیشرفت فناوری‌های بدون سرنشین و سامانه‌های خودمختار موجب شده اجرای این قواعد با چالش‌هایی مواجه شود. بررسی اسناد بنیادین مانند کنوانسیون شیکاگو ۱۹۴۴، منشور ملل متحد و تحلیل‌های اندیشکده‌های معتبر نشان می‌دهد ورود بدون مجوز پهپادهای نظامی یا جاسوسی به قلمرو هوایی یک کشور، در اصل مصداق نقض حاکمیت و در برخی شرایط حتی می‌تواند در چارچوب تهدید یا استفاده از زور تحلیل شود. در عین حال، تحولات فناورانه به‌ویژه در حوزه هوش مصنوعی، مسئله مسئولیت دولت‌ها را پیچیده‌تر کرده و ضرورت بازنگری در قواعد موجود را برجسته ساخته است.

در دو دهه گذشته، پهپادها به یکی از ابزارهای مهم در عملیات شناسایی، جمع‌آوری اطلاعات و حتی عملیات نظامی تبدیل شده‌اند. بسیاری از کشورها از این سامانه‌ها برای نظارت مرزی یا عملیات برون‌مرزی استفاده می‌کنند. با وجود این تحول، چارچوب‌های حقوقی موجود عمدتاً در دوره‌ای تدوین شده‌اند که پروازها محدود به هواپیماهای سرنشین‌دار بود.

همین مسئله موجب شده پرسش‌هایی تازه مطرح شود؛ از جمله اینکه آیا ورود یک پهپاد جاسوسی به حریم هوایی یک کشور می‌تواند مصداق حمله یا استفاده از زور تلقی شود و در صورت وقوع حادثه یا اقدام خودمختار سامانه‌های هوش مصنوعی، مسئولیت حقوقی متوجه چه نهادی خواهد بود.

مبنای اصلی حقوقی در این زمینه، کنوانسیون هوانوردی کشوری بین‌المللی (کنوانسیون شیکاگو ۱۹۴۴) است. ماده نخست این کنوانسیون تصریح می‌کند که هر دولت دارای «حاکمیت کامل و انحصاری بر فضای هوایی واقع بر فراز قلمرو خود» است. این اصل یکی از قواعد پذیرفته‌شده و بنیادین در حقوق بین‌الملل به شمار می‌رود.

در همین چارچوب، ماده ۸ کنوانسیون شیکاگو نیز به‌طور خاص درباره پرنده‌های بدون خلبان مقرر می‌کند که چنین وسایلی تنها با مجوز دولت ذی‌ربط می‌توانند بر فراز قلمرو یک کشور پرواز کنند. بر این اساس، پرواز بدون اجازه پهپادهای نظامی یا جاسوسی در قلمرو هوایی یک کشور، در نگاه حقوقی نقض آشکار حاکمیت آن دولت تلقی می‌شود.

تحلیل‌های حقوقی منتشر شده از سوی برخی مراکز پژوهشی بین‌المللی نیز نشان می‌دهد مقررات سازمان بین‌المللی هوانوردی کشوری (ایکائو) عمدتاً به پروازهای غیرنظامی و هماهنگ‌شده اختصاص دارد و برای عملیات نظامی یا جاسوسی بدون مجوز، مبنای مشروعیتی فراهم نمی‌کند.

از منظر منشور ملل متحد نیز موضوع قابل توجه است. ماده ۲ بند ۴ منشور استفاده از زور یا تهدید به زور علیه تمامیت ارضی یا استقلال سیاسی کشورها را ممنوع می‌داند. برخی تحلیلگران حقوق بین‌الملل معتقدند ورود یک پهپاد نظامی یا جاسوسی به قلمرو هوایی یک کشور، در صورت ایجاد تهدید امنیتی یا جمع‌آوری اطلاعات راهبردی، می‌تواند در چارچوب نقض این اصل بررسی شود.

در برخی تفسیرهای حقوقی حتی این احتمال مطرح شده که اگر مأموریت چنین پهپادی بخشی از یک عملیات نظامی گسترده‌تر یا مقدمه‌ای برای حمله باشد، می‌تواند به عنوان اقدامی مرتبط با تجاوز یا تهدید به زور تحلیل شود.

یکی از پیچیده‌ترین مسائل حقوقی در این حوزه، استفاده از پهپادهای مجهز به هوش مصنوعی و سامانه‌های خودمختار است. در این حالت ممکن است تصمیمات عملیاتی توسط الگوریتم‌ها و بدون دخالت مستقیم انسان اتخاذ شود.

در حقوق بین‌الملل کیفری، برای انتساب جرم معمولاً وجود عنصر قصد یا اراده انسانی ضروری است. اما زمانی که یک سامانه خودمختار مرتکب خطا شود یا به‌طور غیرمنتظره وارد قلمرو یک کشور دیگر شود، تعیین مسئولیت فردی یا حتی دولتی می‌تواند دشوار شود.

با این حال، قواعد مسئولیت دولت‌ها که در پیش‌نویس مواد کمیسیون حقوق بین‌الملل سازمان ملل (ILC) منعکس شده‌اند، اصل کلی را روشن می‌کنند: هر عملی که قابل انتساب به نهادهای دولتی باشد، مسئولیت بین‌المللی آن دولت را در پی دارد. بنابراین بسیاری از پژوهشگران معتقدند حتی در صورت بروز خطای فنی یا الگوریتمی نیز دولت مبدأ نمی‌تواند از مسئولیت خود مبرا شود.

در صورت نقض حریم هوایی، کشور هدف از منظر حقوق بین‌الملل ابزارهایی برای واکنش در اختیار دارد. مهم‌ترین این ابزارها عبارت‌اند از دفاع مشروع و اقدامات متقابل.

بر اساس ماده ۵۱ منشور ملل متحد، کشورها حق دفاع مشروع در برابر تهدیدات را دارند. با این حال، اصل تناسب یکی از شروط مهم در اعمال این حق است. دیوان بین‌المللی دادگستری نیز در آرای مختلف تأکید کرده که واکنش دولت‌ها باید متناسب با شدت تهدید یا نقض صورت‌گرفته باشد.

در عمل، بسیاری از کشورها در مواجهه با پهپادهای متجاوز اقدام به ساقط کردن آن‌ها کرده‌اند؛ اقدامی که در تحلیل‌های حقوقی به‌عنوان نوعی رویه عملی دولت‌ها در حفاظت از حریم هوایی مورد توجه قرار گرفته است.

بررسی قواعد موجود نشان می‌دهد ورود بدون مجوز پهپادهای نظامی یا جاسوسی به حریم هوایی کشورها، از منظر حقوق بین‌الملل اقدامی متخلفانه و ناقض اصل حاکمیت دولت‌ها محسوب می‌شود. با این حال، توسعه سریع فناوری‌های پهپادی و سامانه‌های خودمختار، خلأهایی در نظام حقوقی موجود ایجاد کرده است.

در چنین شرایطی، بسیاری از پژوهشگران پیشنهاد می‌کنند جامعه بین‌المللی در چند محور اقدام کند:  
- به‌روزرسانی مقررات کنوانسیون شیکاگو در زمینه پرنده‌های بدون سرنشین؛  
- تدوین قواعد مشخص درباره سامانه‌های هوایی خودمختار و مسئولیت دولت‌ها؛  
- ایجاد سازوکارهای مؤثرتر برای رسیدگی بین‌المللی به موارد نقض حریم هوایی.

تا زمان شکل‌گیری چنین چارچوب‌هایی، حفظ تعادل میان حاکمیت دولت‌ها، امنیت بین‌المللی و توسعه فناوری یکی از چالش‌های مهم حقوق بین‌الملل معاصر باقی خواهد ماند.

منابع منتخب

- کنوانسیون هوانوردی کشوری بین‌المللی (شیکاگو، ۱۹۴۴)  
- منشور ملل متحد (۱۹۴۵)  
- پیش‌نویس مواد مسئولیت دولت‌ها، کمیسیون حقوق بین‌الملل سازمان ملل (۲۰۰۱)  
- گزارش‌های پژوهشی مراکز حقوق بین‌الملل و مطالعات امنیتی درباره پهپادها و حاکمیت هوایی

در غبارِ اخبارِ جنگِ این روزها، ماشینِ رسانه‌ایِ غرب و بلندگوهایِ اجاره‌ایِ اپوزیسیون، بی‌وقفه یک دروغِ خوش‌رنگ را در گوشِ جامعه‌ی ایرانی پمپاژ می‌کنند: «هدف، فقط تغییرِ رژیم است». 
اما اگر پرده‌ی این نمایشِ سیاسی را کنار بزنیم، به حقیقتی هولناک‌تر می‌رسیم. 
در اتاق‌هایِ فکرِ تل‌آویو و واشنگتن، بحث بر سرِ بودن یا نبودنِ جمهوری اسلامی نیست. دعوایِ اصلی بر سرِ نامِ «ایران» است. آن‌ها نه به دنبالِ تغییرِ یک حکومت، که در پیِ عقیم سازیِ یک تمدن و فروپاشیِ شیرازه‌ی قدرت در این جغرافیا هستند.
برای درکِ این راهبردِ کثیف، کافی است به سرنوشتِ همسایگانِ رژیم صهیونیستی نگاه کنیم. 
آیا اسرائیل در مواجهه با کشورهایی که روزی تهدیدش محسوب می‌شدند، به «تغییرِ رژیم» بسنده کرد؟ 
تاریخ می‌گوید خیر. 
مصرِ دورانِ جمال عبدالناصر را به یاد بیاورید، نمادِ ملی‌گراییِ ضدصهیونیستی که در نهایت، با قراردادِ کمپ‌دیوید چنان استحاله شد که امروز در برابرِ نسل‌کشیِ غزه، حتی توانِ باز کردنِ یک گذرگاهِ مرزی را ندارد. 
یا اردن؛ کشوری که پس از صلح با اسرائیل در سال ۱۹۹۴، بدون آنکه حکومتش تغییر کند، در عرضِ ۲۰ سال، ۲۲ دولتِ بی‌ثبات را تجربه کرد.
اسرائیل بر اساسِ دکترینِ «برتریِ کیفیِ نظامی»، هیچ قدرتی را در پیرامونِ خود تحمل نمی‌کند. 
هدفِ غاییِ آن‌ها، گرفتنِ «قدرتِ ملی» از کشورهایِ منطقه است، آن‌ها ابتدا امنیت، سپس ثبات، و در نهایت توسعه را می‌ربایند. 
اوجِ این فاجعه را در سوریه‌ی پسا اسد دیدیم؛ در همان ۴۸ ساعتِ نخستِ سقوط، ۴۰۰ نقطه‌ی حیاتی و زیرساختِ استراتژیکِ سوریه بمباران شد تا این کشور برای دهه‌ها به عصرِ حجر بازگردد.
با این نگاه، پازلِ حمایتِ اسرائیل از بدنام‌ترین و تجزیه‌طلب‌ترین گروه‌هایِ اپوزیسیونِ ایرانی تکمیل می‌شود. 
ایده‌آلِ آن‌ها، شکل‌گیریِ یک «دوره‌ی گذار» در ایران است؛ خلأیی از قدرتِ مرکزی که در آن، کشور دچارِ آنارشی و جنگِ داخلی شود. این «پنجره‌ی طلایی»، همان فرصتی است که رژیم می‌تواند ضرباتِ برگشت‌ناپذیرِ خود را بر پیکره‌ی زیرساخت‌ها، توانِ موشکی  و یکپارچگیِ سرزمینیِ ایران وارد کند. 
آن‌ها ایرانی می‌خواهند که در آن، قومیت‌ها به جانِ هم بیفتند تا دیگر هیچ‌گاه قد راست نکند.
اما این رؤیایِ شوم، در برابرِ سدِ بلندِ تاب‌آوریِ جامعه‌ی ایرانی در هم شکست. 
در روزهایی که دشمن منتظرِ فروپاشیِ شیرازه‌ی اجتماعی و دوقطبی‌هایِ خونین در خیابان‌هایِ تهران بود، «نظم در سرمایه‌ی اجتماعی» حفظ شد. 
اعترافِ صریحِ وزیرِ دفاعِ آمریکا مبنی بر کنار گذاشتنِ گزینه‌ی «تغییر رژیم» و تمرکزِ صرف بر مهارِ تهدیدِ موشکی، نشانه‌ی آشکارِ این شکستِ محاسباتی است.
ما فهمیده‌ایم که در این جنگِ وجودی، فاصله‌ی بینِ ثباتِ مقتدرانه و سوریه‌سازیِ ایران، تنها به یک تارِ مو بند است. 
ما پاسدارِ خیمه‌ای می‌مانیم که خونِ پاک‌ترین فرزندانِ این آب‌وخاک، هزینه‌ی استواریِ آن شده است. رویایِ تجزیه‌ی ایران، در همین خاک دفن خواهد شد.

یادداشت روز:

به گزارش روابط عمومی سازمان بسیج علمی، پژوهشی و فناوری، اغتشاشات اخیر آمریکایی صهیونیستی در دی‌ماه امسال، بار دیگر چهره‌ی حقیقی دشمنان ایمان و آگاهی را آشکار کرد. در میان اهداف آنان، مساجد نخبه‌پرور نیز مورد حمله قرار گرفتند؛ پایگاه‌هایی که سال‌ها پایدارترین سنگر در دفاع از انقلاب اسلامی بوده‌اند.  

طبق گزارش مرکز «هدایت و حمایت شهید احمدی‌روشن»، این حوادث منجر به شهادت سه نفر از خادمان مسجد و مجروحیت ۲۵ نفر از جوانان مؤمن و مدافع انقلاب اسلامی شد. در جریان همین اغتشاشات، ده مسجد نخبه‌پرور تخریب یا به آتش کشیده شدند؛ برخی به‌طور کامل، به‌دست عناصر داعش‌مسلک، سوختند.  

اما مسجد فقط دیواری از آجر و گنبد نیست؛ جایگاه تربیت انسان، مرکز گفتگو و محور بیداری جامعه است. از همین خانه‌های نور بود که اندیشمندان جوان و نخبگان انقلابی برخاستند، و دشمن نیز درست به همین دلیل، مسجد را هدف گرفت؛ چون می‌داند تا مسجد زنده است، ایمان و آگاهی ملت خاموش نمی‌شود.  

حمله به مسجد حمله به پیوستگی اجتماعی و قداست دینی است؛ تلاشی برای دو‌قطبی‌سازی و تضعیف روح جمعی. اما مردم ایران، با حافظه‌ی تاریخی روشن و عشق به ایمان، بار دیگر نشان دادند که مسجد را نه صرفاً مکان عبادت، بلکه سنگر حیات معنوی خود می‌دانند.  

اکنون با همت خیرین و مردم مؤمن، بازسازی این مساجد آغاز شده است. مسجد از خاکستر برمی‌خیزد؛ چون جان آن در ریشه‌های ایمان مردم زنده است. این یقین باقی است که مساجد نخبه‌پرور، چراغ بیداری این سرزمین خواهند ماند.

انتهای پیام/

در روزگاری که بسیاری از نخبگان سودای ماندن در غرب دارند، او با نگاهی جهانی و رسالتی وطنی، مسیر را برعکس پیمود؛ از دانشگاه دوک تا زادگاهش مهدی‌شهر سمنان، با باوری راسخ به بومی‌سازی دانشی که باید به زبان وطن سخن بگوید.

وقتی رزومه‌اش را برای دعوت به سخنرانی خواندند؛ دکترای بیوشیمی و پزشکی مولکولی از دانشگاه ویرجینیای غربی، پژوهشگر پست‌دکترا در دانشگاه دوک، سال‌ها فعالیت در آزمایشگاه‌های پیشرفته مرکز علوم سلامت رابرت سی. بایرد، و ارائه پژوهش در سالن‌های علمی دانشگاه دوک، ذهن‌ها بی‌اختیار چهره‌ای رسمی و مصمم را مجسم کرد؛ با بارانی بژ از برند باربری، کفش‌های چرمی دست‌دوز، ساعتی از امگا و لپ‌تاپی از مک‌بوک پرو. کسی که در ردیف اول سالن، روی صندلی‌های VIP، کنار اساتید برجسته و مسئولان علمی نشسته و با اعتمادبه‌نفس از آینده علم و فناوری سخن می‌گوید.

اما وقتی مجری نامش را خواند، نگاه‌ها به‌جای ردیف اول، به میانه سالن چرخید. از میان جمعیت، بانویی جوان برخاست؛ متولد دهه هفتاد. با قامتی ظریف، چادری مشکی، چهره‌ای آرام و موقر، بی‌هیچ نشانی از آرایش یا پیرایش متداول. حرکاتش سنجیده و بی‌تکلف بود، اما طنین کلامش از سال‌هایی حکایت داشت که در سکوت، میان کتاب‌ها، لوله‌های آزمایش و نور آبی مانیتورها گذشته است. و در میانه راه، از میان همه گزینه‌های پیش‌رو، تصمیم گرفت رسالت علمی‌اش را به وطن گره بزند.

البته اینکه چرا پس از هفت سال تحصیل و پژوهش در آمریکا، مسیر شخصی و علمی‌اش را عوض کرده، به تحولات سیاسی و جنگ ۱۲ روزه بازمی‌گردد که تصمیم او را برای بازگشت به وطن قطعی کرد. این گفت‌وگو به بهانه‌ی میلاد حضرت زهرا (س) و روز زن، فرصتی شد تا از زبان این بانوی دانشمند، درباره‌ی علم، هویت، وطن و زنانگی بشنویم.

لطفاً خودتان را معرفی کنید و از مسیر علمی‌تان برای ما بگویید.  

من فائزه موکدی هستم، متولد سال ۱۳۷۲ در مهدی‌شهر سمنان. دکترای بیوشیمی و پزشکی مولکولی را از دانشگاه ویرجینیای غربی در آمریکا دریافت کردم و پس از آن به‌عنوان پژوهشگر پست‌دکترا در دانشگاه دوک فعالیت داشتم. حدود هفت سال از عمرم را در ایالات متحده صرف تحصیل، پژوهش و همکاری علمی در حوزه‌های مرتبط با علوم زیستی و فناوری‌های نوین کردم. از ابتدا هدفم روشن بود: کسب دانش روز دنیا برای بازگشت و به‌کارگیری آن در مسیر توسعه علمی کشورم.

چه عاملی باعث شد تصمیم به بازگشت بگیرید؟ 

تصمیم من در بستر یک روند فکری و البته تحولات سیاسی شکل گرفت. در جریان جنگ ۱۲ روزه، وقتی دیدم که سیاست‌های کشور میزبان در تضاد با منافع ملت من است، دیگر ماندن برایم معنا نداشت. من نمی‌توانستم در کشوری بمانم که در برابر مردمم ایستاده است. ترجیح دادم دانشی را که آموخته‌ام، در خدمت توسعه علمی ایران قرار دهم.

آیا این تصمیم به معنای از دست دادن فرصت‌های علمی نبود؟  

از نظر ظاهری شاید بله. اما برای من، ارزش‌ها و باورهایم مهم‌تر از موقعیت‌های آکادمیک در خارج از کشور بودند. پیشرفت واقعی زمانی رخ می‌دهد که فرد بتواند آموخته‌هایش را در خدمت جامعه خود به کار گیرد. من به این باور رسیدم که رسالت علمی‌ام باید با هویت و وطنم پیوند بخورد.

در حوزه هوش مصنوعی، ایران را در چه جایگاهی می‌بینید؟  

ایران در زمینه آموزش هوش مصنوعی پیشرفت‌های قابل توجهی داشته است. کارگاه‌های آموزشی متعددی در حال برگزاری است و علاقه‌مندان بسیاری در این حوزه فعال هستند. من و همسرم شبکه‌ای در یوتیوب راه‌اندازی کرده‌ایم که در آن بازار دارویی کشورهای مختلف را با کمک هوش مصنوعی تحلیل می‌کنیم. این پروژه به‌ویژه برای فعالان حوزه بیوتکنولوژی، داروسازی و سرمایه‌گذاری دارویی مفید است. این محتوا می‌تواند منبعی ارزشمند برای دانشمندان، پژوهشگران و سرمایه‌گذاران صنعت دارویی کشور باشد تا با بهره‌گیری از تحلیل‌های داده‌محور، تصمیمات راهبردی‌تری در حوزه دارو و سلامت اتخاذ کنند.

نظر شما درباره تهدیدآمیز بودن هوش مصنوعی چیست؟  

قطعاً تهدید هست. هوش مصنوعی بر اساس داده‌هایی که به آن آموزش داده می‌شود، عمل می‌کند. هر کشوری تلاش می‌کند الگوریتم‌های هوش مصنوعی را در راستای منافع خود تربیت کند. برای مثال، هوش مصنوعی چین مانند دیپسیک، تحلیل‌هایش را در راستای سیاست‌های دولت چین انجام می‌دهد. در آمریکا نیز همین‌طور است. بنابراین، ما در ایران باید به‌طور جدی به فکر توسعه هوش مصنوعی بومی باشیم که تحلیل‌ها و تصمیم‌گیری‌هایش در راستای منافع ملی ما باشد. این کار شدنی است، به شرطی که به متخصصان داخلی اعتماد کنیم و زمینه را برای فعالیت آن‌ها فراهم کنیم.

با وجود سال‌ها زندگی در آمریکا، همچنان به حجاب و سبک زندگی ساده پایبند مانده‌اید. دلیل این انتخاب چیست؟  

من معتقدم آزادی واقعی یعنی اینکه انسان بتواند آن‌طور که باور دارد زندگی کند. در آمریکا هم با وجود فضای باز، همیشه این احساس را داشتم که باید خودم را با محیط تطبیق دهم. اما در ایران، این آزادی را دارم که با چادر بیرون بروم و به ارزش‌هایم پایبند بمانم. حجاب برای من نه یک اجبار، بلکه یک انتخاب آگاهانه است. سادگی هم بخشی از سبک زندگی من است. اگر به دنبال تجملات بودم، شاید مسیر علم را انتخاب نمی‌کردم. به نظرم، افتخار در داشتن دارایی‌های مادی نیست، بلکه در خدمت به جامعه و کشور است.

آیا بازگشت به ایران را نوعی عقب‌گرد نمی‌دانید؟  

خیر، به هیچ وجه. اگر پیشرفت را صرفاً در کسب موقعیت‌های دانشگاهی در غرب ببینیم، شاید این‌طور به نظر برسد. اما من معتقدم کسی که علم را در بهترین دانشگاه‌های دنیا می‌آموزد و آن را در کشور خودش به کار می‌گیرد، پیشرفت واقعی را رقم زده است. وطن برای من مثل پدر و مادر است؛ چیزی نیست که بتوان آن را عوض کرد. هویت ایرانی من، ریشه در فرهنگ، زبان و تاریخ این سرزمین دارد و همین هویت است که به من انگیزه می‌دهد تا در ایران بمانم و تلاش کنم.

و بازگشت این بانوی بیوشیمی‌دان؛ تنها عبور از مرز جغرافیا نبود؛ عبور از کلیشه‌ها، معادلات رایج مهاجرت و بازتعریف نقش یک نخبه در سرزمین مادری بود و او در بزنگاه بحران، او مسیر را برعکس پیمود؛  برای ساختن...

خبرنگار: محدثه عباسی 

به گزارش روابط عمومی سازمان بسیج علمی، پژوهشی و فناوری کشور، در جهانی که سرعت و سطحی‌نگری بر بسیاری از روابط انسانی سایه افکنده، گاه یک منبع فرهنگی می‌تواند نقش نقطه‌ی اتصال ذهن‌های جست‌وجوگر را ایفا کند؛ فضایی برای کشف، برای تجربه، برای ساختن معنا.

اگر این فضا با نگاهی هنرمندانه و رویکردی انسانی شکل گرفته باشد، اگر بنیان‌گذارش کسی باشد که هنر، اندیشه و زیست فرهنگی را در هم آمیخته باشد، دیگر با یک باشگاه ساده‌ی کتاب‌خوانی روبه‌رو نیستیم؛ با جریانی فرهنگی مواجهیم.

بوک‌سیر چنین جریانی‌ست؛ باشگاه کتاب و سفر که در اسفند ۱۴۰۲ توسط مصطفی فیض راه‌اندازی شد.  بنیان‌گذاری که کتاب را در سکوت کتابخانه ورق نمی‌زند، بلکه در هیاهوی زیست تجربه می‌کند.

"فیض" از آن‌دست هنرمندانی‌ست که با دوربین در دست، رهسپار ساحت‌های نادیده‌ی زیبایی می‌شود؛  می‌بیند تا بفهمد، می‌نگرد تا معنا بیافریند.

 عاشق سیاحت در کوه و کویر است؛ جایی که واژه‌ها خاموش می‌شوند و نگاه، زبان تازه‌ای پیدا می‌کند.

خود را در قاب نمی‌نشاند؛ نگاهش را وقف دیدن می‌کند، نه دیده شدن. از این رو و وقتی از او تصویری برای ضمیمه‌ی رسانه‌ای خواسته می‌شود، با لبخندی آرام می‌گوید: "شاید چیزی در آرشیو دفترم باشد..."برای او تصویر، ثبت حضور نیست بلکه بازتاب نگاه است.

مرد روایت ما با روح صلح‌طلب و ذهنی خلاقش، کتاب را از قفسه‌ها بیرون کشیده و به دل تجربه‌های انسانی برده است و بوک‌سیر، حاصل همین نگاه است: جایی که خواندن با رفتن گره می‌خورد و معنا در زیستن شکل می‌گیرد.

در ادامه گفت و گویی از جنس تجربه، خلاقیت و زیست فرهنگی،  با مصطفی فیض را می خوانید...

او آمده تا نشان دهد: کتاب می‌تواند جهان را از یک مکان، به یک مسیر تبدیل کند.

سوال: لطفاً درباره باشگاه «بوک‌سیر» توضیح دهید. این مجموعه از چه زمانی آغاز به کار کرده و در چه فضایی فعالیت می‌کند؟  

پاسخ: باشگاه کتاب و سفر بوک‌سیر در اسفند ۱۴۰۲ راه‌اندازی شد و تحت نظر دفتر نوآور گردشگری وابسته به پارک علم و فناوری دانشگاه سمنان فعالیت می‌کند. مستقر در پارک علم و فناوری هستیم و جلسات، دورهمی‌ها و برنامه‌ها در فضاهای فرهنگی، تاریخی و گردشگری سمنان و اطراف آن برگزار می‌شود.

سوال: چه ویژگی‌هایی "بوک‌سیر: را از سایر باشگاه‌های کتاب‌خوانی متمایز می‌کند؟  

پاسخ: نکته مهم این است که بوک‌سیر فقط یک باشگاه کتاب‌خوانی نیست. ما از ابتدا خودمان را "باشگاه کتاب و سفر» تعریف کردیم. جایی که کتاب و تجربه سفر کنار هم معنا پیدا می‌کنند. در بوک‌سیر کتاب فقط خوانده نمی‌شود بلکه تجربه می‌شود. کتاب مقدمه‌ای است برای گفتگو، لمس فضاها، حضور در مکان‌ها، دیدن تاریخ و ساختن معنا. این ترکیب هویت ما را از یک باشگاه ساده کتاب‌خوانی متمایز می‌کند و به بوک‌سیر عمق بیشتری می‌دهد.

سوال:در مسیر فعالیت باشگاه، چگونه به شناسایی و پرورش استعدادهای اعضا پرداخته‌اید؟  

پاسخ: در بوک‌سیر تلاش کردیم اعضا فقط خواننده کتاب نباشند و در کنار مطالعه فرصت تجربه و رشد هم داشته باشند. ما استعدادهای افراد را از دل تعامل‌ها، گفتگوها و حضور در فعالیت‌های گروهی شناسایی می‌کنیم و بعد برای شکوفایی همان استعدادها فضا می‌سازیم. بسیاری از اعضا در همین روند توانسته‌اند توانایی‌های تازه‌ای را در خود کشف کنند. بعضی در مسیر نوشتن و تولید محتوا رشد کرده‌اند. برخی در اجرا و تسهیلگری قوت گرفته‌اند. عده‌ای وارد عکاسی، روایت‌گری و مستندسازی سفر شده‌اند. بعضی توان مدیریت جمع و ایجاد ارتباط مؤثر را در خود پرورش داده‌اند. گروهی هم در طراحی برنامه‌های فرهنگی و گردشگری یا در ایده‌پردازی و خلاقیت تجربه‌های ارزشمند پیدا کرده‌اند.

سوال: انگیزه اصلی شما برای راه‌اندازی باشگاه کتاب‌خوانی چه بود؟ ایده اولیه از کجا شکل گرفت؟  

پاسخ: جرقه از یک مشاهده ساده شکل گرفت. کتاب و سفر دو نیروی قوی برای رشد ذهن و روحيه هستند. کتاب ذهن را به سفر می‌برد و سفر کتاب را به تجربه زنده تبدیل می‌کند. به همین اساس شعار ما شکل گرفت: ما می‌خواهیم کتاب‌خوان‌ها را گردشگر کنیم و گردشگرها را کتاب‌خوان.

سوال:مفهوم "گردشگری دانایی" که در بوک‌سیر مطرح شده، دقیقاً به چه معناست و چه فلسفه‌ای پشت آن قرار دارد؟  

پاسخ: در ادامه این نگاه مفهوم تازه‌ای را در مجموعه مطرح کردیم که آن را یک نوآوری و ابداع می‌دانیم. گردشگری دانایی مدلی‌ست که در آن فرد آگاهی می‌گیرد، سپس تجربه می‌سازد و در نهایت معنا خلق می‌کند. در این مدل سفر یک جابه‌جایی ساده نیست. یک فرآیند یادگیری و رشد است. بوک‌سیر بر همین فلسفه بنا شد.

سوال: اعضای باشگاه معمولاً به چه نوع کتاب‌هایی علاقه‌مند هستند؟ آیا تنوع سلیقه در میان اعضا وجود دارد؟  

پاسخ: سلیقه‌ها بسیار متنوع است. از رمان‌های ادبی و داستان‌های روان‌شناسانه گرفته تا کتاب‌های توسعه فردی و فلسفی. به همین دلیل تالارهای مختلفی ایجاد شده تا هر فرد بتواند مسیر مورد علاقه خود را دنبال کند. این تنوع یکی از نقاط قوت بوک‌سیر است.

سوال: آیا تاکنون پیش آمده که یک کتاب باعث ایجاد بحث‌های جدی یا اختلاف نظر میان اعضا شود؟ اگر بله، کدام کتاب‌ها چنین فضایی را ایجاد کرده‌اند؟  

پاسخ: بله بارها. کتاب‌هایی مانند مرگ ایوان ایلیچ و بادبادک‌باز بحث‌های عمیق و گسترده‌ای ایجاد کرده‌اند. اختلاف نظر برای ما ارزشمند است چون به رشد جمعی کمک می‌کند.

سوال: فرآیند انتخاب کتاب‌ها در باشگاه چگونه انجام می‌شود؟ آیا اعضا در این روند مشارکت دارند؟  

پاسخ: کاملاً دموکراتیک است. تسهیلگران چند عنوان را پیشنهاد می‌دهند و سپس رأی‌گیری رسمی بین اعضا انجام می‌شود. کتابی انتخاب می‌شود که بیشتر اعضا آن را ترجیح داده‌اند. این شیوه حس مشارکت را تقویت می‌کند.

سوال: فعالیت در باشگاه چه تأثیری بر عادت مطالعه اعضا گذاشته است؟ آیا تغییر محسوسی در رفتار مطالعه مشاهده کرده‌اید؟  

پاسخ: تأثیر کاملاً محسوس است. اعضایی که پیش از ورود به بوک‌سیر مطالعه منظم نداشتند اکنون ماهانه چند کتاب می‌خوانند. وقتی کتاب تبدیل به تجربه و گفتگو می‌شود مطالعه از وظیفه به لذت تبدیل خواهد شد.

سوال: اولین کتابی که خوانده‌اید و همچنان در ذهن‌تان مانده چیست؟ چه تأثیری بر شما داشته؟  

پاسخ: خرگوش باهوش. همان داستان معروفی که شیر تصمیم می‌گیرد هر روز یک خرگوش بخورد و در نهایت خرگوش باهوش با حیله‌ای ساده اما شیر را در چاه می‌اندازد. این اولین باری بود که فهمیدم یک قصه می‌تواند با یک ایده کوچک، یک مسئله بزرگ را حل کند. مضمونش این بود که فکر و تدبیر می‌تواند از زور و قدرت جلو بزند.برای همین بعد از سال‌ها هنوز آن کتاب کوچک و ساده در ذهنم مانده و نقطه شروع ارتباط من با دنیای داستان شد.

سوال: اگر فقط اجازه داشته باشید سه کتاب را برای همیشه نگه دارید، کدام آثار را انتخاب می‌کنید؟  کیمیاگر. انسان در جستجوی معنا. ملت عشق.

سوال: آیا تاکنون پیش آمده کتابی را نیمه‌کاره رها کنید؟ دلیل این تصمیم چه بوده است؟  

پاسخ: بله. وقتی احساس می‌کنم کتاب قرار نیست چیزی به من اضافه کند ادامه نمی‌دهم. مطالعه باید زنده و اثرگذار باشد نه یک اجبار.

سوال: برای شما کتاب‌خوانی بیشتر یک عادت روزمره است یا یک نیاز روحی؟  

پاسخ: برای من یک نیاز روحی است. کتاب جایی برای بازسازی ذهن است.

سوال: آیا کتابی بوده که پس از مطالعه آن، تصمیم مهمی در زندگی‌تان گرفته باشید؟  

بله." انسان در جستجوی معنا" باعث شد بخشی از مسیر کاری و فعالیت‌هایم را تغییر بدهم و زمان بیشتری صرف فعالیت‌های فرهنگی کنم.

سوال: به نظر شما چرا برخی افراد با کتاب ارتباط برقرار نمی‌کنند؟ راهکار شما برای آشتی دادن آن‌ها با کتاب چیست؟  

پاسخ: چون کتاب را جدا از زندگی واقعی می‌بینند. ما سعی کردیم در بوک‌سیر کتاب را وارد تجربه کنیم. وقتی کتاب بخشی از سفر و گفتگو می‌شود جذابیت بیشتری پیدا می‌کند.

سوال: اگر بخواهید یک جمله برای ترویج فرهنگ کتاب‌خوانی بنویسید، چه جمله‌ای را انتخاب می‌کنید؟  

پاسخ: کتاب بخوان تا جهان برایت فقط یک مکان نباشد. یک مسیر باشد.

سوال: آیا باور دارید کتاب‌خوانی می‌تواند نسل آینده را به شکلی متفاوت تربیت کند؟ چگونه؟  

پاسخ: قطعاً. کتاب قدرت ساختن تفکر و گفتگو را دارد. این‌ها پایه‌های یک جامعه آگاه است.

سوال: اگر امکان داشت یک کتاب را به همه مردم هدیه دهید، چه کتابی را انتخاب می‌کردید؟  

انسان در جستجوی معنا.

سوال: اگر قرار بود یکی از شخصیت‌های داستانی را به باشگاه دعوت کنید، چه کسی را انتخاب می‌کردید؟

پاسخ: شازده کوچولو.

سوال: اگر بخواهید کارگردانی یک فیلم اقتباسی از کتاب را برعهده بگیرید، کدام اثر را انتخاب می‌کنید؟  

پاسخ: کتابخانه نیمه‌شب.

سوال: با توجه به گسترش هوش مصنوعی، به نظر شما شیوه مطالعه در آینده چگونه تغییر خواهد کرد؟  

پاسخ: هوش مصنوعی فرم مطالعه را تغییر می‌دهد اما ماهیت مطالعه ثابت می‌ماند. مطالعه ممکن است تعاملی‌تر و شخصی‌تر شود ولی نیاز انسان به متن و فهم همچنان پابرجاست.

سوال: آیا تاکنون از ابزارهای هوش مصنوعی برای انتخاب کتاب استفاده کرده‌اید؟ تجربه‌تان چگونه بوده؟  

پاسخ: بله و پیشنهادهای مناسبی دریافت کرده‌ام.

سوال: آیا هوش مصنوعی می‌تواند سلیقه ادبی افراد را تشخیص دهد.

پاسخ؛ بله اما هنوز جای تجربه انسانی و فضای زنده باشگاه را نمی‌گیرد. هوش مصنوعی کمک‌کننده است نه جایگزین.

و بوک‌سیر پلی‌ست میان کتاب و زندگی؛ جایی که خواندن، آغاز یک سفر است و هر سفر، فرصتی برای معنا.

خبرنگار: محدثه عباسی 

 

جانشین سازمان بسیج علمی، پژوهشی و فناوری کشور :

کیخا با بیان اینکه ایجاد شکاف و فعال کردن گسل‌های اجتماعی هدف دشمن برای دور کردن مردم از حاکمیت است، گفت: حفظ وفاق با تمرکز روی مشترکات و پرهیز از اختلاف سلیقه و توسعه چالش از عوامل حفظ وحدت و انسجام در جامعه است.


«یاسین کیخا»، جانشین سازمان بسیج علمی، پژوهشی و فناوری کشور در گفتگو با خبرنگار سیاسی خبرگزاری شبستان در مورد وحدت و وفاق مردم بعد از جنگ تحمیلی اسرائیل و مولفه های حفظ این امر در جامعه، اظهار کرد: آنچه دشمن به آن طمع کرده، شکاف های اجتماعی است که می تواند در کشور به وجود بیاید، این شکاف ها ممکن است مبتنی بر قومیت، مذهب و اقوام باشد، تمام این موارد گسل هایی است که روی آن تمرکز کرده بودند تا بتوانند اتفاقی را رقم بزنند. مهمترین راهبردی که دشمن دنبال می کند، فعال کردن گسل های اجتماعی است زیرا که می دانند انقلاب اسلامی ایران انقلابی مردم‌پایه است و در صورتی می توانند آن را از پای درآورند که مردم را از آن جدا کنند و اگر بخواهند مردم را از آن جدا کنند، می بایست شکاف های اجتماعی را فعال کنند تا حاکمیت را در مقابل مردم یا مردم را مقابل حاکمیت قرار دهند که این  موضوع می تواند چالش بزرگی برای کشور ما باشد.

جانشین سازمان بسیج علمی، پژوهشی و فناوری کشور افزود: طبیعتا اگر آنها به هدف خود دست یابند تا سرحد تجزیه ایران بزرگ پیش خواهند رفت و در همان آنجا متوقف نمی شوند و  طبیعی است اگر ما بخواهیم خلاف این طرح ریزی دشمن فعالیت کنیم، باید به سمت انسجام اجتماعی و وفاق ملی حول ارزش های ایرانی و اسلامی حرکت کنیم، این ارزش ها می تواند محور وفاق و انسجام اجتماعی باشد. دشمن با طراحی خود این گونه تلقی می کرد که اگر به کشور حمله کند، مردم را مخاطب قرار دهد و این گونه عنوان کند که این حمله، حمله به مردم ایران نیست؛ بلکه حمله به جمهوری اسلامی است بین حکومت و مردم فاصله ایجاد می شود.

دشمن در دام توطئه‌های خود افتاد

این عضو هیات علمی دانشگاه ادامه داد: در واقع این گونه القا کردند که اگر فرماندهان را  مورد هدف قرار داده اند به این معنا است که مردم را نمی خواهم بزنم و این فاصله را بین حاکمیت و مردم ایجاد کند. الحمدالله این اتفاق در طول آن دو هفته اتفاق نیفتاد بلکه به ضد اهداف دشمن تبدیل شد. این امر به دو دلیل اتفاق افتاد؛ ابتدا اینکه مردم از ایران از لحاظ تمدنی همواره در مقابله یک تهدید خارجی منسجم می شدند. استدلال این امر این بوده که ما مسایل خود را در داخل باید حل کنیم و اجازه نمی دهیم مجموعه خونخواری مثل رژیم صهیونیستی با سابقه خود مخصوصا در دو سال اخیر در غزه در کشور مداخله داشته باشد. دلیل دوم نگاه ایدئولوژیک و دینی مردم ایران است. در حال حاضر مواجهه مردم نسبت به این موضوع این است که به واسطه اینکه از حق مظلوم دفاع می کنند به ناحق مورد هجمه قرار گرفته اند و قضاوت مردم جهان این است که ایران مقابل امپریالیسم و استکبار قرار گرفته است و این نیز در ذائقه مردم ایران بوده که همواره مقابل ظلم می ایستادند.

معاون سابق سرآمدان بنیاد نخبگان گفت: حمله رژیم صهیونیستی به ایران وجهه پررنگی داشت که باید بدان تاکید کرد. این وجه حمله به نخبگان کشور ما بود، دانشمندان هسته ای که سرآمدان علمی و مولدان قدرت کشور هستند. آنها سعی کردند دانشمندان هسته ای را از عرصه خارج کنند. اما جریان اجتماعی ایجاد شده با واژه وفاق ملی حول این امر است که ما همه می خواهیم دانشمند هسته ای باشیم و این جریان علمی قدرت آفرین را برای کشور بازتولید کنیم، این امر خیلی ارزشمند است حتی بیش از آن چیزی که به عنوان وفاق بدان می پردازیم.  

هر چیزی که شاید از جنس سلیقه است باید کنار گذاشت و  هر آنچه منجر به اختلافات می شود را لااقل در این برهه زمانی خیلی مطرح نکنیم

تمرکز دولتمردان در حال و آینده روی اشتراکات باشد

کیخا در مورد مولفه های حفظ وفاق و وحدت اجتماعی گفت: ابتدا اینکه چه اکنون و چه در آینده تمرکز دولتمردان روی اشتراکات باید باشد باید اکنون روی چالش ها و مسایلی که بعضا موجب دلخوری و ناراحتی می شده طرح موضوع مجدد دهیم. در حال حاضر باید فقط روی اشتراکات تمرکز کنیم؛ هر چیزی که شاید از جنس سلیقه است باید کنار گذاشت و  هر آنچه منجر به اختلافات می شود را لااقل در این برهه زمانی خیلی مطرح نکنیم.

تبیین درست اختلاف نظرها می تواند تبدیل به اجماع و انسجام شود

وی تصریح کرد: بعضی از موضوعاتی که باعث اختلاف نظرهایی در گذشته شده بود بینه و استدلال هایی برای آن به وجود آمده که اگر هوشمند باشیم می توانیم با تبیین درست آنها را به انسجام تبدیل کنیم؛ مثلا همواره در جریانات اجتماعی با شعار «نه غزه نه لبنان» برخی سعی می کردند نگاه ملت گرایی را مقابل نگاه امت گرایی قرار دهند یعنی این دیدگاه مطرح می شد که ما ایرانی داریم که کاری به کسی نداریم و کسی هم با ما کاری ندارد. اکنون بینه هایی به وجود آمده که بیان می کند اینگونه نیست که کسی با شما کاری نداشته باشد. حضرت امیر (ع) در حدیثی می فرمایند: «هیچ ملتی خوار نمی شود مگر آنکه در درب خانه اش با دشمنش بجنگد» یعنی بینه هایی وجود دارد که می تواند اختلاف نظرها را با تبیین درست به اجماع و اتحاد نظر برساند.

اگر ما بتوانیم بسترهایی را ایجاد کنیم که مردم خود را شریک در آینده کشور بدانند، این خود انسجام آفرین است و می تواند به نگاه همگرایی و همدلی استمرار بخشد

وی در پایان خاطرنشان کرد: در واقع ما باید با هوشمندی با تبیین درست نگاه غلط برخی از اقشار را به همگرایی تبدیل کنیم. نکته بعد پیش بینی بسترهای نقش آفرینی است یعنی زمانی که مردم احساس می کنند حضورشان در مراسم عید غدیر یا تشییع شهدا موثر است، شرکت می کنند به عبارت دیگر اگر ما بتوانیم بسترهایی را ایجاد کنیم که مردم خود را شریک در آینده کشور بدانند، این خود انسجام آفرین است و می تواند به نگاه همگرایی و همدلی استمرار بخشد.

انتهای پیام/

 

دکتر یاسین کیخا استاد دانشگاه و جانشین معاونت علمی، پژوهشی و فناوری بسیج در یادداشتی با طرح یک پرسش به موضوع ضرورت جهت‌گیری نظام آموزش عالی کشور به سوی حل مسائل واقعی و بازتعریف معیارهای ارزیابی علمی پرداخته است.

به گزارش روابط عمومی سازمان بسیج علمی، پژوهشی و فناوری، در متن یادداشت این استاد دانشگاه آمده است:

آیا حل مسئله در کشور، ارزش معتبر و فراگیر است؟
ضرورت تغییر جهت گیری نظام آموزش عالی کشور، به حل مسائل واقعی بر کسی پوشیده نیست.

این امر علاوه بر آنکه می‌تواند، به بازتعریف نقش دانشگاه کمک کند، می‌تواند به ترمیم چهره دانشگاه از طریق ایجاد کارکردهای نافع منجر شود. اما سوال آن است که چرا این امر بدیهی در عمل رخ نمی‌دهد.

براساس دغدغه چندین ساله برای عبور از مقاله محوری و اهتمام به حل مسائل و نیازهای جامعه و صنعت، تلاش‌هایی برای تغییر آیین‌نامه ارتقا صورت پذیرفت اما آیا با فرض تحقق این امر، موضوع به سرانجام می‌رسد.

حقیقت ماجرا آن است که خلق ارزش انجام شده در نظام حاکم بر جهان از طریق مجلات علمی، نظامات رتبه بندی، جوایز معتبر و ...، امکان مواجهه سطحی را با آن نمی دهد. در صورتی که نتوان در داخل کشور و البته با همکاری کشورهای هم دغدغه، تولید ارزشی برابر یا بیشتر انجام داد، نمی توان سلطه حاصل از این نظام پیچیده و یکپارچه را شکست.

اما سوال اصلی آن است که چگونه می‌توان خلق ارزش معتبر و رفتارساز را طرح ریزی کرد. شاید یکی از راهکارها، تمرکز منابع مالی و اعتباری بر انتشار یک مجله معتبر باشد. در واقع یکی از خلاءهای جدی کشور، عدم وجود مجله‌ای با پشتوانه اعتباری قوی از طریق انتخاب بهترین و معتبرترین دانشمندان ایرانی به عنوان هیئت تحریریه و تدوین چهارچوبی نه برای پذیرش مقاله، بلکه پذیرش گزارشات علمی دقیقی است که منعکس کننده دستاوردهای علمی در خصوص حل مسئله با سنجش کارآمدی یا اثربخشی آن باشد.

در کنار این طراحی، قرار دادن امتیاز پذیرش گزارش در این مجله، در آیین نامه ارتقاء اعضای هیات علمی با امتیاز بالا می تواند به خلق ارزش مضاعف کمک نماید. با این حال، این طراحی نیز، نمی تواند منجر به مشارکت اساتیدی شود که به دنبال فعالیت هایی هستند که نه در داخل کشور، بلکه در خارج کشور معتبر هستند. کسی که به دنبال چاپ مقاله ISI در مجلات Q1 است، حتی با وجود چنین مجله معتبری در داخل کشور، یا به دنبال همکاری علمی با مراکز شناخته شده علمی جهان است (که طبیعتا در پی انجام فعالیت هایی خواهد بود که آنها به رسمیت بشناسند) یا به دنبال مهاجرت و حضور در مراکز شناخته شده علمی جهان.

پس باز نیز، مقصود به طور کامل حاصل نخواهد شد. شاید ایجاد این نوع مجله در کشورهای هم دغدغه تحت یک سیاست گذاری واحد برای ایجاد یک اعتبار فراملی، پاسخی به معضل خلق ارزش معتبر و پایدار باشد. چون همه در این موضوع متفق القول هستند که مسئله کشور خودشان به مسئله ای که خارج از مرزهایشان تعریف می شود اولویت دارد.

دیپلماسی علمی و تشکیل کنسرسیوم منطقه‌ای از طریق همکاری با کشورهای دارای چالش‌های مشابه (مانند کشورهای منطقه غرب آسیا یا اعضای جنبش عدم تعهد) برای ایجاد یک پلتفرم مشترک انتشاراتی که معیارهای ارزیابی علمی را بازتعریف کند، می تواند راهکاری موثر باشد.


انتهای پیام/

مسئول بسیج علمی، پژوهشی و فناوری استان گیلان در پیامی به مناسبت آغاز هفته دفاع مقدس، ضمن گرامیداشت یاد و خاطره شهدا و ایثارگران، بر ضرورت نهادینه‌سازی فرهنگ جهادی و مقاومت در عرصه علم، پژوهش و فناوری تأکید کرد.

به گزارش روابط عمومی سازمان بسیج علمی، پژوهشی و فناوری، مسئول بسیج علمی، پژوهشی و فناوری استان گیلان، سید جلیل قاسمی با صدور پیامی به مناسبت آغاز هفته دفاع مقدس، این ایام را فرصتی ارزشمند برای بازخوانی حماسه‌ها و ایثارگری‌های ملت ایران دانست و گفت: هفته دفاع مقدس، یادآور روزهایی است که ملت غیور ایران با تکیه بر ایمان و اراده، برابر تمامی تهدیدها ایستاد و با جان‌فشانی، استقلال و سربلندی این مرز و بوم را تضمین کرد.

 امروز نیز همان روحیه ایثار، وحدت و خودباوری، چراغ راه ما در صحنه‌های علمی و فناورانه کشور است.

وی افزود: بسیج علمی، پژوهشی و فناوری استان گیلان، با بهره‌گیری از ظرفیت نخبگان، مخترعان و پژوهشگران جوان، تلاش می‌کند با گسترش فعالیت‌های دانش‌بنیان، تحقق شعار سال و ارتقای توان علمی کشور، راه پر افتخار خودکفایی و استقلال را ادامه دهد.

مسئول بسیج علمی استان تأکید کرد: وظیفه جامعه علمی و پژوهشی کشور، ادامه دادن راه شهیدان است؛ راهی که از سنگر دفاع نظامی به سنگر پیشرفت علمی تغییر یافته است. امروز، هر تحقیق کاربردی، هر اختراع نوآورانه و هر گام در توسعه فناوری، ادامه همان جهاد مقدس است.

وی در پایان با گرامیداشت یاد و خاطره شهدای دفاع مقدس و آرزوی توفیق برای تمام جهادگران عرصه علم و فناوری، ابراز امیدواری کرد که با وحدت، همدلی و تلاش جهادی، آینده‌ای روشن و سرشار از پیشرفت برای استان گیلان و ایران اسلامی رقم بخورد.

انتهای پیام/

 

تاریخ خبر: 1404/7/2