
یادداشت ویژه
منظومه فکری امام شهید در خصوص پیشرفت مردمپایه/از پیشرفت مردمپایه تا تحقق تمدن نوین اسلامی
به گزارش روابلط عمومی سازمان بسیج علمی، پوهشی و فناوری، دکتر یاسین کیخا در یادداشتی در موضوع منظومه فکری امام شهید در خصوص پیشرفت مردمپایه آورده است:
در میان مسائل متعدد کشور نیز، امام شهید یک مسئله را بهعنوان اولویت اصلی معرفی میکنند: اقتصاد. اما اقتصاد در این منظومه صرفاً به معنای افزایش تولید ناخالص داخلی یا رشد شاخصهای اقتصادی نیست. هدف، «رشد اقتصادی توأم با عدالت» است. ایشان با صراحت به دیدگاهی پاسخ میدهند که رشد اقتصادی را ناگزیر از افزایش شکافهای اجتماعی و فاصله طبقاتی میداند و تأکید میکنند که باید راهی نو برای جمع میان پیشرفت و عدالت پیدا کرد. در این نگاه، پیشرفت بدون عدالت مطلوب نیست و عدالت بدون پیشرفت نیز نمیتواند جامعه را به اهداف خود برساند.
راه تحقق این الگو، از نگاه ایشان، فراهم کردن فرصت حضور آحاد مردم در تولید است. هرچه مشارکت مردم در فرآیند تولید گستردهتر شود، هم رشد اقتصادی شتاب میگیرد و هم ثمره آن عادلانهتر توزیع میشود. اما این مشارکت نیز بدون یک زیرساخت امکانپذیر نیست و آن، «اقتصاد دانشبنیان» است. اقتصاد دانشبنیان در این منظومه، صرفاً به معنای حمایت از چند شرکت فناور یا توسعه یک بخش خاص از اقتصاد نیست؛ بلکه باید به بستر و زمینه اقتصاد ملی تبدیل شود؛ بستری که با تقویت تولید از طریق دانش، پیامدهایی همچون افزایش بهرهوری و جلوگیری از خامفروشی را حاصل کرده و بواسطه آن، تولید را برای آحاد مردم آسان تر و پر منفعت تر نموده و در نتیجه امکان مشارکت گسترده مردم را در خلق ثروت بیشتر فراهم می نماید. در واقع ایفای مسئولیت نخبگان در قبال مردم، از طریق حل مسائلی که تقویت تولید را حاصل خواهد کرد، منجر به پیشرفت توام با عدالت خواهد شد.
در نهایت، این مسیر به تحقق اقتصاد اسلامی میانجامد؛ اقتصادی که بر دو پایه استوار است: تولید ثروت و توزیع عادلانه آن. تحقق این هدف نیز نیازمند شکلگیری یک چرخه کامل از مسئلهیابی، حل مسئله و پشتیبانی از حل مسئله است تا بستر دستیابی به علم نافع به طور کامل فراهم گردد. از همین منظر است که در این منظومه، مفاهیمی همچون جهاد علمی، نهضت نخبگانی، علم نافع، اقتصاد دانشبنیان، اقتصاد عدالتبنیان و تمدن نوین اسلامی، مفاهیمی مستقل و پراکنده نیستند؛ بلکه حلقههای یک زنجیره واحدند که هر کدام مقدمه تحقق حلقه بعدی است. این اینفوگرافیک نیز دقیقاً همین منطق درونی را بازسازی میکند و نشان میدهد که مسیر تمدنسازی، از مسئولیت نخبگان در حل مسائل کشور آغاز میشود و با استقرار اقتصادی دانشبنیان، مردمی و عدالتمحور به ثمر میرسد.
تأملی در نقش امام خامنهای در بسط گفتمان انقلاب اسلامی
به گزارش روابط عمومی سازمان بسیج علمی، پژوهشی و فناوری کشور ، در متن این یادداشت آمده است؛
نقش امام خامنهای در بسط گفتمان انقلاب اسلامی، نقشی بیبدیل و منحصربهفرد است. ایشان به عنوان رهبر انقلاب اسلامی، نقشی بنیادین در راهبری کلان نظام و هدایت مسیر سیاسی کشور ایفا کرده و توانستهاند گفتمان امام خمینی (ره) و آرمانهای انقلاب را جهانی سازند.
ایشان در مقام ولیفقیه، با تکیه بر اصول قانون اساسی، مسئولیت تعیین سیاستهای کلی نظام و نظارت بر حسن اجرای آنها را بر عهده داشته و در بحرانهای پیچیده داخلی و بینالمللی، به عنوان سکاندار تصمیمات راهبردی، به دوام و قوام ایران در برابر حوادث سخت کمک شایانی نمودهاند.
تأکید مستمر امام خامنهای شهید بر مؤلفههایی همچون استقلال سیاسی، علم و پژوهش، خودکفایی اقتصادی، تقابل با هژمونی قدرتهای سلطهگر (بهویژه آمریکا) و ساماندهی گفتمان جبهه مقاومت، از عناصر اصلی و بنیادین اندیشه ایشان است. از منظر نهادی، ایشان با محوریت گفتمان مردمسالاری دینی، چهرهای نوین از دین را به عنوان یک ظرفیت اجتماعی در کنار ظرفیت عظیم مردمی عرضه کردهاند.
جایگاه ایشان به عنوان فصلالخطاب در منازعات سیاسی و مرجع تبیین آرمانهای انقلاب، نقشی بیبدیل در حفظ انسجام و وحدت ملی ایفا میکند. مدیریت ایشان در زمینههای فرهنگی و اجتماعی با محوریت تقویت هویت دینی و انقلابی، در «عصر بحران معنا»، پیامی روشن به بشریت عرضه کرده است. در عرصه بینالمللی نیز، با ترسیم دکترین «عزت، حکمت و مصلحت»، چارچوب دیپلماسی کشور را در تعاملات جهانی تعیین نمودهاند.
در حوزه دفاعی، ایشان با ترسیم دکترین بازدارندگی مبتنی بر دانش ایرانی و فناوری بومی، توانستند بزرگترین هجمهها به استقلال و تمامیت ارضی ایران را دفع کنند؛ مسیری که در آن جان خود و خانواده را نیز فدا کردند. پافشاری ایشان بر ارتقای توانمندیهای علمی و دفاعی، نشاندهنده نگاه بلندمدت به جایگاه ژئوپلیتیک ایران است؛ افقی که امروزه از مؤلفههای اصلی قدرت ایران در منازعه با آمریکا و صهیونیسم بینالملل به شمار میرود.
در تحلیل نهایی، نقش آیتالله خامنهای را میتوان محور ثبات نظام و ضامن استمرار حرکت ایران در مسیر اهداف منبعث از انقلاب اسلامی دانست. گفتمان ایشان ضامن استقلال و پیشرفت است و ضرورت دارد که این گفتمان در لایههای مختلف فکری جامعه بسط داده شود. خامنهای، نامی است که تاریخ ایران هرگز فراموش نخواهد کرد.
انتهای پیام /
فقدانِ خورشید؛ واکاویِ اندوهِ بیپایانِ ملتی در سوگِ پدری که دیگر نیست
به گزارش روابط عمومی سازمان بسیج علمی، پژوهشی و فناوری کشور، در متن یادداشت خبرگزاری علم و فناوری استان سمنان که به قلم حسن عرفانیان نگاشته شده آمده است:
میان قابِ تابوتت، چگونه آسمان جا شد؟!
از دیروز که عکس این تابوت منتشر شده، انگار هوای جهان برای نفس کشیدن کم است..
یک عکس مگر چقدر غم دارد که اینطور آوار شده روی قلبمان؟
آخر کدام دست توانسته برای وسعت یک آسمان، تابوت بسازد!؟
تابوت... چه واژه کبود و سنگینی، هنوز تو را در آغوش نگرفته، اما کمر ما را شکسته است...
آقاجان..هر بار که داغی جگرمان را میسوزاند و بیپناه میشدیم، دلمان به نفسهایت بند بود..سرمان را بالا میگرفتیم، اشکهایمان را پاک میکردیم و میگفتیم: «سرِ خُمِّ مِی سلامت، شکند اگر سبویی» اما حالا... چقدر این چارچوب غریب، در برابر آنهمه عظمت پدرانه کم میآورد...
آقاجان..حالا به آن عمامه سیاه و داغدار نگاه میکنم؛ چطور مبهوت و دلتنگ، آن گوشه کز کرده است. انگار از همین حالا بغض کرده برای نیمهشبهایی که شریک اشکهایت بود. یتیمانه به این بستر خیره مانده، چون میداند دیگر گرمای پیشانیات را حس نخواهد کرد و هیچ صبحی با حرارت «بسمالله» تو بیدار نخواهد شد...
آقاجان! یادمان هست در میان اشکها گفتی «جان ناقابلی دارم» اما آنچه ناقابل خواندی، تمام جان ما بود که حالا باید روی شانههای شهر، به آغوش خدا بسپاریم...
با رفتنت، بغض جهان در گلوی این خاک گره خورد. یتیمی ما همان ثانیهای باورمان شد که چشممان به این تابوت افتاد.
تابوتی که منتظر است خورشید شبهایمان را در سینه پنهان کند تا به رخ بکشد در این تاریکی، بیتو چقدر بیپناهیم...
میان قابِ تابوتت، چگونه آسمان جا شد؟
که از اندوه جانسوزت، زبان روضهخوان وا شد..
انتهای پیام/
تأکید فرمانده بسیج وزارت جهاد کشاورزی بر نقش علم و فناوری در پایداری تولید
به گزارش روابط عمومی سازمان بسیج علمی، پژوهشی و فناوری کشور، سید محمد علی میر حبیبی، فرمانده مرکز مقاومت بسیج وزارت جهاد کشاورزی در پیامی به مناسبت هفته جهاد کشاورزی نوشت:
«هفته جهاد کشاورزی را به تمامی کشاورزان بهرهبرداران پژوهشگران، متخصصان و کارکنان خانواده بزرگ وزارت جهاد کشاورزی تبریک و تهنیت عرض مینماییم.
در شرایطی که بخش کشاورزی در یکی از حساسترین مقاطع تاریخی کشور مسئولیت خطیر تأمین امنیت غذایی و پایداری تولید را بر عهده دارد، ارتقای بهرهوری، توسعه فناوریهای نوین، گسترش کشاورزی هوشمند، مدیریت بهینه منابع آب و خاک و افزایش تابآوری نظام تولید از ضرورتهای اساسی این حوزه به شمار میرود.
در این مسیر، همافزایی و همراهی مجموعههای علمی و پژوهشی با وزارت جهاد کشاورزی نقشی تعیینکننده دارد و انتظار میرود این ظرفیتها در قالب پشتیبانی علمی، ارائه راهکارهای فناورانه و تقویت رویکردهای نوآورانه به تحقق اهداف کلان بخش کشاورزی کمک کنند.
مرکز مقاومت بسیج وزارت جهاد کشاورزی بر این باور است که ایفای نقش مؤثر در کنار وزارت جهاد کشاورزی از طریق تولید دانش و ارائه راهکارهای کاربردی میتواند به ارتقای امنیت غذایی و افزایش تابآوری تولید در کشور منجر شود.»
انتهای پیام/
راهکارهای مقابله با بحران در شبکه تلفن و ارتباطات کشور در شرایط آسیبپذیری زیرساختها بررسی شد
به گزارش روابط عمومی سازمان بسیج علمی،پژوهشی و فناوری کشور، دکتر مسعود موحدی، عضو هیئت علمی دانشگاه یزد در موکب استادان دانشگاههای یزد در پاسخ به یکی از مسائل ثبتشده در سامانه مسائل مردمی با موضوع «تأمین راهکارهای مقابله با بحران در شبکه تلفن و ارتباطات در کشور در صورت آسیب در تهاجم دشمن»، به تشریح ساختار شبکههای ارتباطی کشور و الزامات حفظ پایداری آن در شرایط بحرانی پرداخته است.
وی با اشاره به اینکه ارتباط تلفنهای همراه با شبکه مخابراتی از ایستگاههای محلی BTS آغاز میشود و سپس بهصورت زنجیرهای به مراکز بزرگتر متصل میگردد، افزود: اپراتورهای مختلف تلفن همراه در کشور هر یک از طریق چند مرکز اصلی، این شبکه را مدیریت میکنند و با توجه به هزینه بالای تجهیزات، طبیعتاً برای حفاظت از این مراکز تمهیدات امنیتی قابل توجهی در نظر گرفته میشود.
عضو هیئت علمی دانشگاه یزد همچنین با تأکید بر نقش وجود اپراتورهای متعدد در کشور اظهار کرد: این تنوع اپراتوری میتواند در شرایط آسیب به یکی از شبکهها، امکان پشتیبانی ارتباطی از سوی سایر اپراتورها را فراهم کند. با این حال، به گفته وی، آسیبپذیری مراکز ارتباطی در شرایط جنگی همچنان وجود دارد و لازم است آمادگیهای لازم برای مواجهه با این وضعیت از پیش پیشبینی شود.
دکتر موحدی در ادامه درباره شبکه تلفن ثابت نیز توضیح داد: ساختار این شبکه شباهتهایی با شبکه تلفن همراه دارد، با این تفاوت که ارتباط مشترکین از طریق سیم به مراکز مخابراتی محلی برقرار شده و پس از ترکیب در تجهیزات سوئیچ و سختافزار، از مسیر فیبر نوری به مراکز اصلی متصل میشود.
وی تأکید کرد: در صورت آسیب به زیرساختهای ارتباطی، راهکارهای فردی برای مدیریت شرایط توسعه نیافته و ضروری است که مجموعههای ذیصلاح بهصورت سازمانی وارد عمل شده و نیازهای حیاتی ارتباطی را پشتیبانی کنند. او همچنین یادآور شد که ارائه توضیحات تخصصیتر در این حوزه بر عهده همکاران دانشگاهی است که بهطور مستقیم در زمینه شبکههای مخابراتی فعالیت علمی دارند.
انتهای پیام/
ایران، حاکمِ شاهراه پنهان در هرمز؛ از دیپلماسی انرژی تا حکمرانی بر «بیتها»
به گزارش روابط عمومی سازمان بسیج علمی، پژوهشی و فناوری کشور، جهان امروز بر مدار فیبرهای نوری در اعماق دریا میچرخد و ایران در قلب این شبکه، کلیددار مسیری است که نبض اقتصاد دیجیتال در آن میتپد.
امروزه بیش از ۹۹ درصد ارتباطات بینالمللی اینترنت از طریق کابلهای زیردریایی انجام میشود؛ زیرساختهایی حیاتی که روزانه حامل بیش از ۱۰ تریلیون دلار تراکنش مالی و تبادل کلانداده هستند. این رشتههای باریک فیبر نوری، ستون فقرات شرکتهای فراملیتی همچون گوگل، متا و مایکروسافت محسوب میشوند. اهمیت این شبکه به قدری است که حتی اختلالی کوتاهمدت در آن میتواند خساراتی صدها میلیون دلاری به اقتصاد جهانی تحمیل کرده و ثبات ارتباطی منطقه را به مخاطره بیندازد.
بخش قابلتوجهی از این شاهراه ارتباطی از بستر تنگه هرمز عبور میکند. از منظر حقوقی و بر اساس ماده ۳۴ کنوانسیون حقوق دریاها، این کابلها در محدودهای قرار دارند که جمهوری اسلامی ایران حق اعمال حاکمیت بر آن را دارد. این حق قانونی، حتی با وجود رژیم «عبور ترانزیتی» نیز پابرجا میماند و به ایران اجازه میدهد تا از یک ناظر منفعل، به یک عنصر مقتدر در بستر دریا تبدیل شود.
در مدل پیشنهادی برای حکمرانی بر این قلمرو پنهان، عبور هرگونه کابل زیردریایی جدید یا تداوم فعالیت کابلهای موجود، باید منوط به اخذ مجوزهای رسمی و پرداخت عوارض حقالامتیاز (Royalty) به ایران باشد. علاوه بر این، تمامی شرکتهای خارجی ذینفع ملزم خواهند بود فعالیتهای خود در این محدوده را تحت قوانین و مقررات حاکمیتی ایران تنظیم کنند. در این مدل، مدیریت فنی، تعمیر و نگهداری این کابلها میتواند بهصورت انحصاری به شرکتهای متخصص ایرانی سپرده شود تا از این طریق، علاوه بر بومیسازی دانش فنی، تنگه هرمز به یکی از اصلیترین اهرمهای قدرت دیجیتال ایران در سطح بینالملل تبدیل گردد.
برای تحقق این چشمانداز راهبردی، سه گام عملیاتی پیشنهاد میشود:
۱. نظاممندسازی مالی: ایجاد سازوکار اخذ هزینه مجوز اولیه و تمدید سالانه از کنسرسیومهای بینالمللی و شرکتهای مالک کابل.
۲. قانونمندسازی غولهای فناوری: الزام پلتفرمهای بزرگی نظیر متا، آمازون و مایکروسافت به پذیرش چارچوبهای قانونی ایران در ازای بهرهبرداری از امنیت این مسیر زیردریایی.
۳. انحصار در خدمات فنی: ایجاد قطب تعمیر و نگهداری کابلهای زیردریایی توسط شرکتهای ایرانی و ممنوعیت مداخله پیمانکاران خارجی در محدوده حاکمیتی تنگه هرمز.
اجرای این طرح، توازن قدرت را از سطح سطح دریا به اعماق آن منتقل کرده و ایران را به بازیگر غیرقابل حذف در جغرافیای سیاسیِ اطلاعات تبدیل خواهد کرد.
انتهای پیام /
حکیمِ عرشی، ساکن فرش/ یادداشتی به قلم سعیده کیانپور خبرنگار پایگاه خبری علم و فناوری استان همدان
به گزارش روابط عمومی سازمان بسیج علمی، پژوهشی و فناوری در متن یادداشت سعیده کیانپور خبرنگار پایگاه خبری علم و فناوری استان همدان در بزرگداشت مقام ملاصدرا آمده است :
نام «صدرالدین محمد شیرازی»، مشهور به ملاصدرا، با تاریخ تفکر و هندسه فلسفی در جهان اسلام گره خورده است؛ بزرگمردی که تنها یک فیلسوف نبود، بلکه معمار «حکمت متعالیه» نام گرفت. مکتب او، نقطه تلاقی عقل و شهود و برهان و عرفان است. او با نبوغی کمنظیر، توانست میان فلسفه مشاء ابنسینا، اشراق سهروردی و حقایق عرفانی ابنعربی، پیوندی ناگسستنی ایجاد کند و بنایی استوار برافرازد که تا به امروز، ستون فقرات فلسفه اسلامی را تشکیل میدهد.
چرا ملاصدرا همچنان زنده است؟
او با طرح اصولی همچون «اصالت وجود»، «تشکیک وجود» و «حرکت جوهری»، نگاه انسان را به هستی دگرگون کرد. ملاصدرا به ما آموخت که جهان در حال سکون نیست؛ بلکه در هر لحظه در حال شدن و تکامل است. این نگاه پویا، نه تنها برای اندیشمندان، بلکه برای همه انسانهایی که به دنبال معنای زندگی و صیرورت به سوی کمال مطلق هستند، چراغ راه است.
درس ملاصدرا برای امروز ما:
حکمت صدرایی به ما میگوید که حقیقت در دوردستها نیست، بلکه در عمق وجودیِ ما و در پیوند میان جان و جهان نهفته است. او به ما یادآوری میکند که برای رسیدن به قلههای معرفت، باید همزمان از ابزار «عقل» بهره برد و پنجرههای «قلب» را بر روی حقایق گشود.
تأمل در مکتب این فیلسوف فرزانه، فرصتی است تا بار دیگر به یاد آوریم که در اندیشه او، «تفکر» راهی به سوی «تقرب» است. یادش گرامی و اندیشهاش همواره پویا باد.
حکمرانی فضای مجازی و لزوم تقویت تابآوری درجنگ
به گزارش روابط عمومی سازمان بسیج علمی، پژوهشی و فناوری کشور، حسین زیبنده، پژوهشگر هسته خط مشی فضای مجازی مرکز رشد دانشگاه امام صادق (علیه السلام) در یادداشتی کوتاه به بررسی مسئله حکمرانی فضای مجازی و تابآوری در شرایط جنگی پرداخته است. در این نوشتار کوتاه به مرور اهم محورهای این یادداشت میپردازد:
ابعاد گوناگون تابآوری سایبری
در عرصه حکمرانی فضای مجازی، تابآوری نهتنها یک ویژگی فنی، بلکه یک ضرورت راهبردی برای تداوم عملکرد دولتها، سازمانها و جامعه مدنی در شرایط بحرانی بهشمار میرود. با توجه به وابستگی روزافزون جوامع به زیرساختهای دیجیتال، تحلیل تابآوری این حوزه نیازمند نگرشی چند لایه و جامع است.
هر یک از این ابعاد نقشی حیاتی در حفظ انسجام عملکرد سامانهها، استمرار خدمات عمومی و جلوگیری از فروپاشی اطلاعاتی در زمان جنگ یا بحران ایفا میکنند. از همین روی، تابآوری را میتوان در شش لایه بههمپیوسته و مکمل تحلیل کرد که در مجموع سازوکار دفاعی و عملیاتی نظام حکمرانی دیجیتال را در برابر تهدیدهای چندوجهی شکل میدهند:
۱. زیرساخت اطلاعاتی: توانایی مراکز داده در بازیابی اطلاعات، بهرهگیری از نسخههای پشتیبان، تأمین تجهیزات جایگزین و طراحی سامانههای تابآور در برابر حملات سایبری از ارکان اصلی پایداری اطلاعاتی کشور به شمار میرود.
۲. زیرساخت ارتباطی: تابآوری در این لایه معادل طراحی شبکههایی مقاوم در برابر قطع ارتباطات، ایجاد مسیرهای ارتباطی جایگزین و تضمین تداوم خدمات مخابراتی بهویژه برای سامانههای درمانی، نظامی و مدیریت بحران در شرایط اضطراری است.
۳. خدمات پایه کاربردی: پیامرسانهای بومی، جویشگرها و نقشههای دیجیتال باید بتوانند در برابر حملات سایبری دوام آورده و پس از حادثه، با کمترین وقفه به کار خود ادامه دهند. وابستگی این خدمات به زیرساخت اطلاعاتی ایجاب میکند برای تقویت این لایه بهصورت خاص مدنظر قرار گیرد.
۴. ارائه خدمات کاربردی: سامانههای دولت الکترونیکی، بانکداری آنلاین و پلتفرمهای خدماترسانی باید در برابر موجهای حملاتی پیچیده مقاوم باشند و طرحهای جامع برای بازیابی سریع پس از اختلال را در اختیار داشته باشند.
۵. محتوا: حفظ آرامش عمومی، ارائه اطلاعات شفاف و بهموقع و شکلدهی به افکار عمومی با بهرهگیری از انسانرسانهها و ظرفیتهای بومی، الزامات تابآوری در برابر جنگ روایتها و عملیات روانی دشمن محسوب میشوند.
۶. کاربران: به عقیده نویسنده این یادداشت، مهمترین و حساسترین لایه، کاربران فضای مجازی هستند. از همین روی، ارتقا سواد اطلاعاتی، توانایی تشخیص اخبار جعلی، آگاهی از تهدیدات امنیتی و حفظ حریم خصوصی، بنیان تابآوری اجتماعی و شناختی کاربران را شکل میدهد.
جمعبندی
به عقیده حسین زیبنده، ارتقا تابآوری در فضای مجازی مستلزم یک راهبرد چندبُعدی و مستمر است که از سطح فنی فراتر رفته و ابعاد انسانی، نهادی و راهبری را نیز در برگیرد. سرمایهگذاری هدفمند در آموزش نیروی انسانی متخصص، نهتنها برای مدیریت رخدادهای سایبری بلکه برای طراحی، اجرا و ارزیابی برنامههای ایمنسازی زیرساختها ضروری است.
از سوی دیگر، توسعه فناوریهای بومی، از جمله سامانههای تحلیل تهدید، فایروالهای پیشرفته، ابزارهای رمزنگاری داخلی و پلتفرمهای بومی خدمات کاربردی، بنیان تابآوری فناورانه را تقویت میکند. همچنین، تقویت پدافند غیرعامل سایبری با تمرکز بر انتخاب مکانهای ایمن برای مراکز داده، ایجاد مسیرهای موازی ارتباطی و تهیه نسخههای پشتیبان منظم از دادههای حیاتی، نقش مهمی در تداوم عملکرد ملی در شرایط بحرانی دارد و تدوین و تمرین مداوم طرحهای جامع بازیابی در شرایط بحران، باید به بخشی جداییناپذیر از سیاستگذاری امنیتی بدل شود.
در نهایت، به نظر میرسد که در چشمانداز آینده، آنچه باید محور راهبردها قرار گیرد، ایجاد یک نظام حکمرانی فضای مجازی یکپارچه، چابک، پیشنگر و انطباقپذیر است؛ نظامی که نهتنها از زیرساختها و خدمات حیاتی در برابر تهدیدها محافظت کند، بلکه با مدیریت هوشمند بحران، از دل تهدیدها فرصت خلق کرده و قدرت ملی دیجیتال کشور را در برابر شوکهای خارجی و داخلی ارتقا بخشد.
انتهای پیام/
توسعه بخش کشاورزی از خلال کاهش فاصله پژوهش و مزرعه
به گزارش روابط عمومی سازمان بسیج علمی، پژوهشی و فناوری کشور، در متن یادداشت جواد آزادی، کارشناس ارتباطات مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی استان ایلام، آمده است:
یکی از چالشهای مهم در بخش کشاورزی را فاصله میان پژوهش و مزرعه دانست؛ فاصلهای که بخشی از آن به تفاوت زبان تخصصی پژوهشگران با نیازهای عملی کشاورزان بازمیگردد. از این رو لازم است دانش علمی به زبان قابل فهم و اجرایی برای کشاورزان ترجمه شود تا امکان استفاده مؤثر از آن در مزرعه فراهم شود.
مشاهده عملی یافتهها زمینهساز اعتماد کشاورزان
تجربههای میدانی نشان داده است که هر زمان کشاورزان نتایج یک روش یا فناوری را بهصورت عملی مشاهده کنند، اعتماد و پذیرش آنان نسبت به آن افزایش مییابد در همین راستا، استفاده از مزارع نمایشی، آموزشهای مزرعهای و ارائه نمونههای عینی و موفق، از جمله راهکارهای مؤثر برای انتقال بهتر دانش کشاورزی به شمار میرود.
در این راستا نقش کلیدی مروجان و کارشناسان کشاورزی بهعنوان حلقه ارتباطی میان پژوهشگران و بهرهبرداران مورد تأکید قرار میگیرد و این گروه وظیفه دارند مفاهیم علمی را سادهسازی کرده و در قالب آموزشهای عملی، بازدیدهای میدانی و نشستهای آموزشی در اختیار کشاورزان قرار دهند.
لزوم انعکاس مسائل کشاورزی به مراکز تحقیقاتی
همچنین در کنار انتقال دانش، انعکاس مشکلات، نیازها و مسائل واقعی کشاورزان به مراکز تحقیقاتی نیز از مسئولیتهای مهم کارشناسان و مروجان است چرا که ارتباط دوسویه میان مزرعه و مراکز علمی میتواند زمینه تولید دانش مسئلهمحور و کاربردیتر را فراهم کند.
گسترش آموزشهای عملی، بهرهگیری از مزارع نمایشی، استفاده از زبان ساده و توسعه کاربرد ابزارهای دیجیتال و شبکههای اجتماعی در آموزش کشاورزی، از جمله پیشنهادها برای بهبود فرایند انتقال دانش است.
ارتباط دوسویه؛ ضامن توسعه کشاورزی
ارتباطات مؤثر، یکی از پایههای اصلی توسعه کشاورزی است و هر اندازه پیوند میان پژوهش، ترویج و مزرعه تقویت شود، زمینه برای افزایش بهرهوری، بهبود تولید و تحقق کشاورزی پایدار بیش از پیش فراهم خواهد شد. توسعه کشاورزی پایدار زمانی محقق میشود که یافتههای علمی و فناوریهای نوین بهزبانی ساده، کاربردی و قابل اجرا به دست بهرهبرداران برسد.
جمعبندی
بخش قابل توجهی از نتایج تحقیقات، یافتههای علمی و فناوریهای تولید شده در مراکز پژوهشی، زمانی اثرگذاری واقعی خواهند داشت که بتوانند به شکلی روشن، ساده و متناسب با نیاز بهرهبرداران به عرصه تولید منتقل شوند.
انتهای پیام/
بیانیه دانشگاهیان هندوستان در محکومیت جنگ تحمیلی علیه ایران
به گزارش روابط عمومی سازمان بسیج علمی، پژوهشی و فناوری کشور، در این بیانیه تأکید شده است؛
ما گروهی از استادان و پژوهشگران دانشگاههای هند، این بیانیه را در پاسخ به فراخوان شما نوشتهایم. هند و ایران را نه فقط همسایگی، بلکه هزارهها تبادل فرهنگی و علمی، شعر و ادب و فلسفه پیوند داده است.
هر دو کشور رنج سلطه بیگانگان را چشیدهاند. هند سالها زیر سلطه استعمار بریتانیا بوده است. بهرهکشی اقتصادی، نادیده گرفتن حاکمیت ملی و رنج عمیق آن دوران همچنان در یاد جمعی ما زنده است. ایران نیز نسلها فشارهای بیرونی، جنگ و تحریمهای سخت را تجربه کرده و این تجارب است که مقاومت ملت ایران را شکل داده است.
تاریخ به ما آموخته است که استقلال، کرامت و حق تعیین سرنوشت چه ارزش والایی دارند. به همین دلیل، با صراحت میگوییم: کشتن غیرنظامیان، نابودی زیرساختهای حیاتی و عادی جلوه دادن جنگ، به هیچ وجه پذیرفتنی نیست. سکوت در برابر این فجایع، یعنی همدستی با آنها.
ما به عنوان دانشگاهیان، فقط به آموزش و پژوهش مشغول نیستیم. وظیفه ما پاسداری از حقیقت، خرد و انصاف است. در روزگار پرآشوب امروز، باید هم به درستیِ فکر وفادار بمانیم و هم انسانیت مشترکمان را فراموش نکنیم. ما با تمام وجود با جنگ و خشونت مخالفیم. هر راه حل پایدار باید بر پایه حقوق بینالملل، گفتوگو و کرامت انسانی استوار باشد. تاریخ به ما نشان داده که میشود در برابر فشار ایستاد و یقینا ملت ایران تا پای جان مقاومت خواهد کرد.
اما بهای جنگ بسیار سنگین است و نباید در مقابل آن سکوت کنیم. آتشبس نیز نباید فقط وقفهای پیش از خشونتی دیگر باشد، بلکه باید فرصتی برای صلحی واقعی و ماندگار شود. ما با تمام غیرنظامیانی که از جنگ آسیب دیدهاند، همدردی میکنیم، هر کجا که باشند. تعهد ما به هیچ جناح سیاسی نیست، بلکه به حقیقت، عدالت و انسانیت است. جامعه علمی نباید سکوت کند. صدای رسای ما میتواند به ساختن جهانی عادلانهتر کمک کند.
از طرف اساتید و پژوهشگران دانشگاههای دهلی نو، چنای و بنگلور، هند
انتهای پیام/
