رفتن به محتوای اصلی

ریورس مغزها/از دوک آمریکا تا مهدی‌شهر؛ روایت بازگشت یک بانوی نخبه در بزنگاه جنگ ۱۲ روزه

کد خبر : 373
چهارشنبه 26 آذر 1404 - 10:48
سمنان

در روزهایی که بسیاری از نخبگان در سودای ماندن‌اند، او مسیر را برعکس پیمود؛ تصمیمی علمی، هویتی و سیاسی در لحظه‌ای حساس.

در روزگاری که بسیاری از نخبگان سودای ماندن در غرب دارند، او با نگاهی جهانی و رسالتی وطنی، مسیر را برعکس پیمود؛ از دانشگاه دوک تا زادگاهش مهدی‌شهر سمنان، با باوری راسخ به بومی‌سازی دانشی که باید به زبان وطن سخن بگوید.

وقتی رزومه‌اش را برای دعوت به سخنرانی خواندند؛ دکترای بیوشیمی و پزشکی مولکولی از دانشگاه ویرجینیای غربی، پژوهشگر پست‌دکترا در دانشگاه دوک، سال‌ها فعالیت در آزمایشگاه‌های پیشرفته مرکز علوم سلامت رابرت سی. بایرد، و ارائه پژوهش در سالن‌های علمی دانشگاه دوک، ذهن‌ها بی‌اختیار چهره‌ای رسمی و مصمم را مجسم کرد؛ با بارانی بژ از برند باربری، کفش‌های چرمی دست‌دوز، ساعتی از امگا و لپ‌تاپی از مک‌بوک پرو. کسی که در ردیف اول سالن، روی صندلی‌های VIP، کنار اساتید برجسته و مسئولان علمی نشسته و با اعتمادبه‌نفس از آینده علم و فناوری سخن می‌گوید.

اما وقتی مجری نامش را خواند، نگاه‌ها به‌جای ردیف اول، به میانه سالن چرخید. از میان جمعیت، بانویی جوان برخاست؛ متولد دهه هفتاد. با قامتی ظریف، چادری مشکی، چهره‌ای آرام و موقر، بی‌هیچ نشانی از آرایش یا پیرایش متداول. حرکاتش سنجیده و بی‌تکلف بود، اما طنین کلامش از سال‌هایی حکایت داشت که در سکوت، میان کتاب‌ها، لوله‌های آزمایش و نور آبی مانیتورها گذشته است. و در میانه راه، از میان همه گزینه‌های پیش‌رو، تصمیم گرفت رسالت علمی‌اش را به وطن گره بزند.

البته اینکه چرا پس از هفت سال تحصیل و پژوهش در آمریکا، مسیر شخصی و علمی‌اش را عوض کرده، به تحولات سیاسی و جنگ ۱۲ روزه بازمی‌گردد که تصمیم او را برای بازگشت به وطن قطعی کرد. این گفت‌وگو به بهانه‌ی میلاد حضرت زهرا (س) و روز زن، فرصتی شد تا از زبان این بانوی دانشمند، درباره‌ی علم، هویت، وطن و زنانگی بشنویم.

لطفاً خودتان را معرفی کنید و از مسیر علمی‌تان برای ما بگویید.  

من فائزه موکدی هستم، متولد سال ۱۳۷۲ در مهدی‌شهر سمنان. دکترای بیوشیمی و پزشکی مولکولی را از دانشگاه ویرجینیای غربی در آمریکا دریافت کردم و پس از آن به‌عنوان پژوهشگر پست‌دکترا در دانشگاه دوک فعالیت داشتم. حدود هفت سال از عمرم را در ایالات متحده صرف تحصیل، پژوهش و همکاری علمی در حوزه‌های مرتبط با علوم زیستی و فناوری‌های نوین کردم. از ابتدا هدفم روشن بود: کسب دانش روز دنیا برای بازگشت و به‌کارگیری آن در مسیر توسعه علمی کشورم.

چه عاملی باعث شد تصمیم به بازگشت بگیرید؟ 

تصمیم من در بستر یک روند فکری و البته تحولات سیاسی شکل گرفت. در جریان جنگ ۱۲ روزه، وقتی دیدم که سیاست‌های کشور میزبان در تضاد با منافع ملت من است، دیگر ماندن برایم معنا نداشت. من نمی‌توانستم در کشوری بمانم که در برابر مردمم ایستاده است. ترجیح دادم دانشی را که آموخته‌ام، در خدمت توسعه علمی ایران قرار دهم.

آیا این تصمیم به معنای از دست دادن فرصت‌های علمی نبود؟  

از نظر ظاهری شاید بله. اما برای من، ارزش‌ها و باورهایم مهم‌تر از موقعیت‌های آکادمیک در خارج از کشور بودند. پیشرفت واقعی زمانی رخ می‌دهد که فرد بتواند آموخته‌هایش را در خدمت جامعه خود به کار گیرد. من به این باور رسیدم که رسالت علمی‌ام باید با هویت و وطنم پیوند بخورد.

در حوزه هوش مصنوعی، ایران را در چه جایگاهی می‌بینید؟  

ایران در زمینه آموزش هوش مصنوعی پیشرفت‌های قابل توجهی داشته است. کارگاه‌های آموزشی متعددی در حال برگزاری است و علاقه‌مندان بسیاری در این حوزه فعال هستند. من و همسرم شبکه‌ای در یوتیوب راه‌اندازی کرده‌ایم که در آن بازار دارویی کشورهای مختلف را با کمک هوش مصنوعی تحلیل می‌کنیم. این پروژه به‌ویژه برای فعالان حوزه بیوتکنولوژی، داروسازی و سرمایه‌گذاری دارویی مفید است. این محتوا می‌تواند منبعی ارزشمند برای دانشمندان، پژوهشگران و سرمایه‌گذاران صنعت دارویی کشور باشد تا با بهره‌گیری از تحلیل‌های داده‌محور، تصمیمات راهبردی‌تری در حوزه دارو و سلامت اتخاذ کنند.

نظر شما درباره تهدیدآمیز بودن هوش مصنوعی چیست؟  

قطعاً تهدید هست. هوش مصنوعی بر اساس داده‌هایی که به آن آموزش داده می‌شود، عمل می‌کند. هر کشوری تلاش می‌کند الگوریتم‌های هوش مصنوعی را در راستای منافع خود تربیت کند. برای مثال، هوش مصنوعی چین مانند دیپسیک، تحلیل‌هایش را در راستای سیاست‌های دولت چین انجام می‌دهد. در آمریکا نیز همین‌طور است. بنابراین، ما در ایران باید به‌طور جدی به فکر توسعه هوش مصنوعی بومی باشیم که تحلیل‌ها و تصمیم‌گیری‌هایش در راستای منافع ملی ما باشد. این کار شدنی است، به شرطی که به متخصصان داخلی اعتماد کنیم و زمینه را برای فعالیت آن‌ها فراهم کنیم.

با وجود سال‌ها زندگی در آمریکا، همچنان به حجاب و سبک زندگی ساده پایبند مانده‌اید. دلیل این انتخاب چیست؟  

من معتقدم آزادی واقعی یعنی اینکه انسان بتواند آن‌طور که باور دارد زندگی کند. در آمریکا هم با وجود فضای باز، همیشه این احساس را داشتم که باید خودم را با محیط تطبیق دهم. اما در ایران، این آزادی را دارم که با چادر بیرون بروم و به ارزش‌هایم پایبند بمانم. حجاب برای من نه یک اجبار، بلکه یک انتخاب آگاهانه است. سادگی هم بخشی از سبک زندگی من است. اگر به دنبال تجملات بودم، شاید مسیر علم را انتخاب نمی‌کردم. به نظرم، افتخار در داشتن دارایی‌های مادی نیست، بلکه در خدمت به جامعه و کشور است.

آیا بازگشت به ایران را نوعی عقب‌گرد نمی‌دانید؟  

خیر، به هیچ وجه. اگر پیشرفت را صرفاً در کسب موقعیت‌های دانشگاهی در غرب ببینیم، شاید این‌طور به نظر برسد. اما من معتقدم کسی که علم را در بهترین دانشگاه‌های دنیا می‌آموزد و آن را در کشور خودش به کار می‌گیرد، پیشرفت واقعی را رقم زده است. وطن برای من مثل پدر و مادر است؛ چیزی نیست که بتوان آن را عوض کرد. هویت ایرانی من، ریشه در فرهنگ، زبان و تاریخ این سرزمین دارد و همین هویت است که به من انگیزه می‌دهد تا در ایران بمانم و تلاش کنم.

و بازگشت این بانوی بیوشیمی‌دان؛ تنها عبور از مرز جغرافیا نبود؛ عبور از کلیشه‌ها، معادلات رایج مهاجرت و بازتعریف نقش یک نخبه در سرزمین مادری بود و او در بزنگاه بحران، او مسیر را برعکس پیمود؛  برای ساختن...

خبرنگار: محدثه عباسی 

ارسال توسط : مدیر
بازدید
0 دیدگاه
مطالب مرتبط