چالش های علوم انسانی و فرار و نشیب ها؛
علوم انسانی قربانی سیاست های علمی وزیر محور/ پوشاندن پیراهن های رنگی به تن علم کشور

<span style='color: rgb(0, 117, 125);font-size:19px;font-family: mitra;'> چالش های علوم انسانی و فرار و نشیب ها؛</span><br>علوم انسانی قربانی سیاست های علمی وزیر محور/ پوشاندن پیراهن های رنگی به تن علم کشور
سیاست علمی کشور بدون توجه به نیاز شناسی داخلی و فرهنگ بومی متوجه سیاست وزرایی دولت ها گردید و هر دولتی مطابق سلیقه وزرای خود چرخ علم کشور را صحنه گردانی کردند. و این نوع رفتار های ظاهری در علم کشور در واقع مانند پوشیدن پیراهن های رنگی به تن مانکی شد که تنوع آن به سلیقه بیننده گردید و اصل و جوهر علم خشک و بی روح دنباله رو سیاست وزرایی دولت ها گردید.


به گزارش پایگاه اطلاع رسانی سازمان بسیج علمی،پژوهشی و فناوری کهگیلویه و بویراحمد؛ یکی از شاخص های رشد فکری،فرهنگی و اقتصادی یک کشور بستگی به رشد و میزان برخورداری آن کشور از وجود نخبگان علمی دارد وازاین روگفته اند که رشد توسعه یک کشور به رشد علمی آن در توسعه یافتگی بستگی دارد.

البته سیاست علمی و آموزشی هر کشور با توجه به فرهنگ عمومی وبومی فرق دارد و معمولاً کشورهای توسعه یافته ، بافته های علمی خود را ناشی ازتوسعه در علوم قدیم با توجه به تکنولوژی جدید به دست آورده و آن را با برنامه های بومی خود اجرا می کنند و عدم توجهبه شناخت علم بومی و رویگردانی از آن باعث قرض گرفتن علم از بیرون مرزها و در نهایت فراموشی فرهنگ بومی و خود خواهد شد.

شاید بتوان گفت انقلاب صنعتی جهان مدیون توجه به بخش هایی از علوم بومی سده های پیش از آن و نهادینه کردن آن در جامعه بوده است، کشور های در حالتوسعه نیز همان عندازه که توانسته اند علوم بومی خود را با علوم روز همخوانی کنند در جهت توسعه خود گام برداشته اند.

البته در قرن ۱۹ در کشورهای آسیایی که علم بر مدار ابتدایی آن می چرخند برخی روشنفکران تحصیل کرده از غرب برگشته اقدامات زیادی را در ایجاد همان سبک علم آموزی غرب در کشور خود کردند ، با ادغام علوم محلی و بومی کشور خود را در ایجاد توسعه اقدام کردند که البته در برخی از کشورها که نظام آموزشی سنتی خود را گاهاً از بین بردند باعث دگرگونی فرهنگی در کشور خود شدند که در برخی کشورها هم به صورت نیم بند اجرا گردید در برخی دیگر هم متأسفانه فقط جنبه ضد فرهنگی آن بیشتر رسوخ کرد.

به طوری که اسلام عزیز از این کشورها که زمانی مهد تمدن اسلامی محسوب می شدند تبدیل به اسلام زدایی ناب شدند. اما آنچه قابل ذکر است که در بحث علم آموزی با توجه به احادیث نبوی که آمده علم را بیاموزید ولو در سین(چین) باشد. در بحث اسارت رومیان توسط ارتش اسلام که فرمودند هر اسیری ده نفر از مسلمانان را با سواد کند آزاد است، توجه ویژه ای به علم شده است.

مدیر آموزش موسسه عالی علمی و کاربردی فرهنگ و هنر کشور در گفت و گو با این پایگاه اطلاع رسانی تصریح کرد:از آنجا که علوم انسانی فعلی براساس مبانی و تفکرات اومانیستی، سکولار و نسبی گرایی ناشی از جهان بینی غرب و در راستای نیازهای انسان غربی طراحی شده ،لزوم بومی سازی علوم انسانی و کاربردی شدن آن بیش از پیش بر همگان اثبات شده است.

وی اصلی ترین ضرورت این مهم را در مطالبات رهبر معظم انقلاب دانست و بیان داشت:می توان پی گرفت آن جا که ایشان این شاخه از دانش را “فکر ساز” ” جهت دهنده”،” تعیین کننده ی مسیر” و حتی ” مقصد راه” عنوان می کنند.

محمدی به ناکارآمدی توسعه معرفت علمی در حوزه علوم انسانی در ایران اشاره کرد و گفت:فقدان مبانی معرفتی مشخص و مبتنی بر جهان بینی اسلامی، ضعف نظریه پردازی و ایجاد نوعی از توسعه ی معرفت علمی که عمدتاً مشکل مدار است تا مسئله محور،در نهایت اینکه این نوع توسعه معرفت عمدتاً برون زا است تا درون زا از جمله عوامل نا کارآمدی حوزه علوم انسانی است.

وی در ادامه عواملی چون کیفیت کتاب های دانشگاهی،کیفیت اساتید حوزوی و دانشگاهی،مشخص نبودن روش تحقیق در علوم انسانی اسلامی از دیگر عوامل ناکارآمدی توسعه علمی در حوزه علوم انسانی در ایران دانست و گفت:فشارهای بین المللی، عدم باور دانشجویان، عدم نظارت صحیح از طرف مسئولین امر ، برنامه ریزی مسئولان مربوطه و بسترهای نامناسب در آموزش و پرورش از دیگر موارد هستند.

مدیر آموزش موسسه عالی علمی و کاربردی فرهنگ و هنر کشور بیان کرد:مشکل مسئولان و دست اندرکاران منتقد به وضع علوم انسانی، نشناختن علوم انسانی و دانشگاه، نگاه به دنیای اندیشه و علم از دریچه تنگ قرائت سیاسی و ایدئولوژیک است.

وی با بیان این که علوم انسانی غربی،معلول علل چهارگانه است یادآور شد:استادان،محققان، دانشجویان، اهداف و غایات علوم انسانی،محتوی،مبانی و پیش فرض ها تقسیم بندی،طبقه بندی علوم و روش شناسی است که برای اسلامی و بومی سازی باید مورد توجه قرارگیرند و براساس جهان بینی توحیدی با یک رویکرد متعادل و علمی مورد بازبینی قرار گیرند.

بروز و ظهور دانشمندان اسلامی از صدر اسلام به بعد مانند ذکریای رازی، ابن سینا و ابوریحان بیرونی و … نشان از توجه اسلام به علم آموزی بوده است که دقیقاً این علوم مطابق اندر یافته های اسلامی و بر طبق سنت اسلامی صورت گرفته است.

در کشور نیز علم آموزی به سبک اسلامی تا قبل از دوران رضاخانی و خاندان پهلوی وجود داشت اما این سبک به علت کم توجهی پادشاهان و حاکمان نهادینه نشد و به فراموشی سپرده شد که از حکمت صدرایی به بعد دانشمندان و علمای طالب علم راه مهاجرت به عراق و بیروت را پیش گرفتند و حتی بعد از آن تلاش مجاهدی مثل امیر کبیر هم در صدد تلفیق علم جدید و سنتی شد به دلیل ممانعت شاهان ناکام ماند.

همین عوامل باعث شد که رژیم ناکارآمد حاکمان در پیشرفت علمی کشور را به ناکارآمدی و وضعیت سنتی علوم اسلامی در کشور پیوند و زمینه را برای محو و ازمیان برداشتن آن فراهم نمایند، به گونه ای که بعد از چند دهه علوم اسلامی در دست عده ای بهایی قرار می گیرد و این علوم کاملاً جای خود را به علوم به سبک غربی می دهد و این روند باعث تهی شدن بنیه معنوی و دینی جامعه از علوم اسلامی گردید.ضمن این که غرب علوم خود را مدیون دانشمندانی همچون ابن سینا و ابوریحان بیرونی و دیگر اندیشمندان در بلاد اسلامی می دانستند.

شاید باور کردنی نباشد که سیاست دفاعی و جنگی غرب ناشی از شناخت علوم ساخت شیشه توسط مسلمانان بوده که امروز به این اندازه پیشرفت کرده اند. بنابراین علوم دانشگاهی ما مطابق آنچه نیاز جامعه بود پی ریزی نگردید. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی هم با توجه به شرایط انقلاب و جنگ تحمیلی نتوانسته ایم علوم اسلامی را نهادینه سازی کنیم و حوزه های علمیه کشور که تا انقلاب خالی از طلاب روشنفکر بودند در تبحر علوم باقی ماند ، توانستند در بروز رسانی علوم رشد نمایند و یک خلاء چند صد ساله در علوم اسلامی باعث گردید که به همان سبک علوم غربی اما با رویکرد اسلامی ادامه طریق نمایند.

غفلت حوزه های علمیه و یک خلاء چند صد ساله در علوم اسلامی و انسانی

بی تردید بیانات مهم رهبر معظم انقلاب به وضوح نشان می دهد حوزه های علمیه از برخی از مهمترین مسائل موجود در علوم انسانی غفلت کرده اند که بی ارتباط با افزایش برخی ناهنجاری های اجتماعی در جامعه اسلامی نیست بلکه حقیقت این است که تاکنون اقدام موثری در تشکیل مراکز مطالعات راهبردی حوزه های علمیه صورت نگرفته است و طلاب از بسیاری از مباحث علوم انسانی از جمله، فلسفه، تاریخ، ارتباطات و رسانه …محروم مانده اند.

اگر چه در سال های اخیر برخی رشته ها و مراکز تخصصی با عناوین مختلف در حوزه های علمیه با وعدۀ اعطای مدارک تحصیلی معتبر دایر شده است، لیکن سیطرۀ قوانین دانشگاهی بر حوزه و استفاده از نظام ترمی واحدی و نیز بهره گیری حدأقلی از برخی مهمترین منابع در آن رشته ،موجبات شکست این رویکرد آموزشی را فراهم کرده است.

جای بسی تأسف است که این نقیصه منبعث از عدم روش شناسی مطلوب در چرخۀ تولید علم است؛ حال آنکه در نگاه اندیشمندانی هم چون«ماکس وبر»علوم انسانی غیر از علوم دینی نیست، لذا غفلت از علوم مرتبط با ساختار انسانی،جامعه شناسی، مردم شناختی و علوم انسانی فضای علمی حوزه و نیز حقایق اجتماعی جامعه را به قهقرا رهنمون ساخته است.

نخبگان؛ اولویت اول تحصیل در رشته های علوم انسانی غربی

از یک سو علوم انسانی در دانشگاه ها، ماکت تقلیدی و البته تقلیلی از مبانی علوم انسانی غربی است که بسیار سطحی، وارداتی و به صورت جزئی و ناقص از کشورهای غربی ، وارد فضای علمی کشور شده است، حال آنکه علوم انسانی بر خلاف وضعیت آن علم، در کشورهایی هم چون ایران … در ذات خود تمدن نوین غربی را بنا گذاشته است و از جایگاه بی نظیری در ساختار داخلی و خارجی غرب برخوردار است، لذا اولویت اول تحصیل در رشته های مرتبط با علوم انسانی غربی را نخبگان تشکیل می دهند و هزینه و بودجه های هنگفتی نیز به امر تولید علم اختصاص می یابد.

بنا براین ضعف ها برطرف نشد بلکه بر روی این ضعف علمی پوسته ای اسلامی کشیده شد تا شاید مرهم ناکامی ها باشد.
دولت های روی کار آمده بعد از انقلاب با توجه به نبود یک نقشه راه و خلاء به وجود آمده از یک طرف و گسست علمی ناب از مکتب صدرایی تا انقلاب اسلامی نیز باعث گردید که راه برون رفت را با نگاه به بیرون طی کنند.

سیاست های علمی وزیر محور

آنچه امروز اذعان به ضعف در علم کشور و هدف برخی از رشته های علمی کشور می شود به خاطر همان گسست ها و سهل انگاری در توجه به ساختار بومی کشور و نیازهای اصلی و کلی کشور بوده است.

رشد سرطانی در برخی رشته ها و علوم، منجر به تورم بیکاری دانش آموختگان(فارغ التحصیلان) گردیده و چاره را در جابجایی رشته های علوم دانسته اند،که این نوع دیدگاه هم تابع همان سیاست وزرایی خواهد بود.
محمد فرهادی وزیر علوم، تحقیقات و فناوری در چهارمین جشنواره تقدیر از اساتید و دانشجویان برتر دانشکده امام صادق(ع) و یادواره آیت‌الله مهدوی‌کنی، گفت: دانشگاه امام صادق(ع) دانشگاهی در تراز جامعه علمی و اسلامی است و به عنوان یک نهاد فاخر و غیرقابل جایگزین محسوب می‌شود، لذا باید با استفاده از ظرفیت این دانشگاه در توسعه علوم انسانی گام برداریم.

وی افزود: نمی‌توان علوم انسانی را وارد کرد، رشته‌های اسلامی را خودمان باید ایجاد کنیم و با اختراع رشته‌های جدید، علوم انسانی صادر کنیم.

وزیر علوم با بیان اینکه باید رشته‌های نو در علوم‌انسانی راه‌اندازی کنیم، تاکید کرد: در علوم فنی و تجربی هم خیلی از رشته‌ها باید کنار گذاشته شوند و در این راستا اکنون رشته‌های بین رشته‌ای مطرح هستند.
فرهادی با اشاره به اینکه در معماری دارای دستاوردهای خوبی هستیم، افزود: در این راستا در شورای عالی انقلاب فرهنگی سند معماری کشور در حال بررسی است. باید در آموزش عالی از سابقه‌ای که در معماری داریم استفاده و از این اندوخته‌ها بهره‌برداری کنیم. در رشته‌های علوم تجربی باید پیوست فرهنگی داشته باشیم، البته رشته‌های علوم‌انسانی هم باید تاثیر اجتماعی داشته باشند و تاثیر آنها مشخص شود.

پوشاندن پیراهن های رنگی به تن علم کشور

بنابراین سیاست علمی کشور بدون توجه به نیاز شناسی داخلی و فرهنگ بومی متوجه سیاست وزرایی دولت ها گردید و هر دولتی مطابق سلیقه وزرای خود چرخ علم کشور را صحنه گردانی کردند. و این نوع رفتار های ظاهری در علم کشور در واقع مانند پوشیدن پیراهن های رنگی به تن مانکی شد که تنوع آن به سلیقه بیننده گردید و اصل و جوهر علم خشک و بی روح دنباله رو سیاست وزرایی دولت ها گردید.

لذا بسیاری به جای علوم ارزشمند انسانی به دنبال مدرک و در آمد زایی سوق داده شده اند و اینچنین علم از عرش به فرش تنزل پیدا کرده است.

در پایان باید گفت سیاست علمی کشور باید طبق برنامه های پیش بینی شده به گونه ای طراحی و اجرا گردد که از افراطی گری در رشته های علمی جلوگیری شودو رشد توسعه رشته های علمی را دریک برنامه جامع طبق آنچه مقام معظم رهبری ترسیم کرده اند با کارشناسی و نماد سازی دقیق اجرا نماییم.

گزارش:سیده زینب حیدری

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *